سهم من و تو
غریب کوچه ها شدن با من
غریب کربلا شدن با تو
دیدن مادر روی خاک با من
ذبیح باالقفا شدن با تو
غریب در وطن شدن با من
شهید بی کفن شدن با تو
تو خونه دست و پا زدن با من
قتلگاه دست و پا زدن با تو
پنجره و کبوترا با من
ضریح و ایوون طلا با تو
خلوتی صحن بقیع با من
شلوغی کرببلا با تو
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مهر ۱۳۹۵ ساعت 18:33 توسط یه بنده خدا
|
در یک روز گرم تابستان در مرداد 1357در خوزستان اولین بار گریسته ام