دیر رسیدم من
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من
سر تو رو بردند، دیر رسیدم من
یک گوشه گودال، مادر رو دیدم من
که رفته بود از حال، دیر رسیدم من
صدا زدی من رو، خودم شنیدم من
صدای رگ هات بود، دیر رسیدم من
عمامه تو بردند، دیر رسیدم من
من پیرهنتو بردند، دیر رسیدم من
با بوسه از رگ ها، به خون تپیدم من
میان خاک و خون، دیر رسیدم من
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 10:7 توسط یه بنده خدا
|
در یک روز گرم تابستان در مرداد 1357در خوزستان اولین بار گریسته ام