وای زینب

زمین کربلا و ... وای زینب

نوای نینوا و .... وای زینب

سر هجده بنی هاشم ز کینه

به  روی نیزه ها و وای زینب

اباالفضل رشید و مشک بی آب

دو دست از تن جدا و وای زینب

رباب از داغ طفل شیر خوارش

شده صاحب عزا و وای زینب

سکینه نوحه خوانِ داغ بابا

رقیه در کجا و وای زینب

به زیر بوته ای از شدت ترس

دو کودک شد فدا و وای زینب

سر پاک حسینش نور عینش

جدا شد از قفا و وای زینب

تن صد پاره بر روی زمین و

کفن شد بوریا و وای زینب

هجوم دشمنان بی مروت

به سوی خیمه ها و وای زینب

اسیری و غم بی معجری و

عدوی بی حیا و وای زینب

***میلاد حسنی***

وقت وداع فصل بهاران بگو "حسین"
در لحظه های بارش باران بگو "حسین"

هرجا دلت گرفت کمی محتشم بخوان
هی در میان گریه بگو جان، بگو "حسین"

کشتی شکست خورده که دیدی به کارزار
در خاک و خون تپیده به میدان بگو "حسین"

از نام گرم او دل برف آب می رود
در سردسیر سخت زمستان بگو "حسین"

تغییر کرده است لغتنامه هایمان
زین پس به جای واژه عطشان بگو "حسین"

روضه بخوان که لحظه ی طغیان چشم ما
همپای چشمه های خروشان بگو "حسین"

دیدی اگر که جسم قمر زیر آفتاب
مانده سه روز بین بیابان بگو "حسین"

دیدی اگر که جامه ی یوسف ربوده اند
افتاده بین معرکه عریان بگو "حسین"

دیدی اگر که قاری قرآن سرش شکست
از سنگ قوم دشمن قرآن بگو "حسین"