ای خدای من
چو در دل دارم تمنای کربلای حسین ای خدای من
نصیبم کن بوسه بر حرم با صفای حسین ای خدای من
سرشتی چون مهر او در دل به دیدارش دل بود مایل
بهشتت باشد جهنم من بی لقای حسین ای خدای من
حسین جانم ای حسین جانم حسین جانم ای حسین جانم
خوش آن روزی کاین قفس شکند استخوان تن پر هوس شکند
به پرواز آید کبوتر دل در هوای حسین ای خدای من
به جان داغی زان گلو دارم به دل عمری آرزو دارم
ببرد نای مرا دشمن همچو نای حسین ای خدای من
شود در میدان جانبازی هستیم را در پایش اندازی
سرم را از تن جداسازی در رضای حسین ای خدای من
نظر بر دل پر امیدم کن به کوی شهادت شهیدم کن
که تا باشم با حسین و با اولیای حسین ای خدای من
در یک روز گرم تابستان در مرداد 1357در خوزستان اولین بار گریسته ام