خدا کند
خدا کند که کسی حالتش چوما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود به حق رخت غلامی خدا کند که کسی چو ما ز سفره ارباب خود جدا نشود جواب ناله ی ما را نمی دهد دلبر خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود به خانه ی دل ما پا نمی نهد دلبر خدا کند که دلی خانه ی جفا نشود شنیده ام که از این عبد یار خسته شده خدا کند که به اخراج ما رضا نشود مریض عشقم مار ا طبیب لازم نیست خدا کند که مریضیِ ما دوا نشود کبوتر دل من جَلدِ بام خانه ی توست خدا کند که دلی خانه ی جفا نشود
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9:32 توسط یه بنده خدا
|
در یک روز گرم تابستان در مرداد 1357در خوزستان اولین بار گریسته ام