+ نوشته شده در شنبه چهارم دی ۱۳۸۹ ساعت 15:50 توسط یه بنده خدا
|
در یک روز گرم تابستان در مرداد 1357در خوزستان اولین بار گریسته ام
میلیونها کتاب که نخوانده ام و هزاران سفر که نرفته ام و صدها مقاله که ننوشته ام و ده ها نغمه که نشنید ه ام و نمی دانم چقدر توبه که شکسته ام....رزومه من است. من هیچم هیچ