تبليغاتX
سامین

سامین

رسانه ها و توسعه در ایران

 

با نظری دقیق بر نظریات و فرایند توسعه ایران در زمان پهلوی ، الگوی روشنی از توسعه اقتصادی وابسته را می‌توان مشاهده کرد که اساس آن صدور نفت خام و مواد خام و اتکا به سرمایه گذاری خارجی است. این وابستگی اقتصادی، مبنای وابستگی سیاسی و نظامی را، در زمینه نیروی متخصص و غیرمتخصص، فراهم ساخت. در سالهای دهه 1970 ، بازرگانان از سراسر جهان برای بستن قراردادهای چند میلیون دلاری در همه زمینه‌ها ، در هتلهای تهران انتظار می کشیدند. رسانه‌های ایران نیز به تدریج سعی داشتند مردم را نسبت به منافع نوگرایی متقاعد کرده و نیازهای جدیدی را به وجود آورند که کالاهای مصرفی می توانست آنها را برآورده سازد.پیش از جنگ دوم جهانی، ایران فاقد سازمان رادیو و تلویزیون ملی بود و اولین دستگاه فرستنده رادیویی در سال 1940(1319) در تهران نصب و راه اندازی شد. برنامه های رادیویی محدود به برنامه های شبانه بود که از سرودهای ملی، پیامهای مهم دولت، اخبار و موسیقی ایرانی و غربی تشکیل می شد. در اوایل پخش برنامه های رادیویی، در بخشهای مختلف تهران بلندگوها و گیرنده‌های میدانی رادیو قرار داده شده بود و مردم از این وسیله ارتباطی بی سابقه، بسیار هیجان زده شدند. هنگامی که سرودهای ملی پخش می شد، مردم برخاسته و بی حرکت می ایستادند. این حرکت ، یکی از اولین نمادهای نوگرایی ملیت ایرانی بود که از طریق رسانه‌های ارتباطی ساخت دنیای پیشرفته پخش می‌شد. به تدریج، از رادیو برای حفظ نظارت سیاسی، گسترش روند و هماهنگی ایدئولوژیک نوسازی و ایجاد آمادگی در ایرانیان برای روابط جدید استعماری استفاده می شد. در سال 1959 (1338)، شاه به تشویق فرزند یکی از بازرگانان ثروتمند ( که ثروتش را از راه واردکردن پپسی کولا از ایالات متحده بدست آورده بود) به فکر تشکیل یک تلویزیون تجاری در ایران افتاد . این اولین ایستگاه تلویزیونی ، مجاز بود تا 5 سال بدون پرداخت مالیات فعالیت کند و در این مدت، به گسترش یک بازار مصرفی ـ مانند ایالات متحده ـ کمک می کرد. خانواده ای که انحصار تلویزیون را در اختیار داشتند، همچنین واردات بیشتر گیرنده های تلویزیونی و نیز امتیاز تولیدات PCA در ایران را در اختیار داشتند.در این دوره، تلویزیون رسانه‌ای بود که به تکثیر ارزشهای غربی و مصرفی می پرداخت. این ارزشها، در آگهیهای تبلیغاتی برای کالاهای مصرفی جدید، به طور مداوم در معرض دید مصرف کنندگان جدید قرار می گرفتند.همچنین این ارزشها در تصویری که فیلمهای آمریکایی و سریالهای تلویزیونی از یک زندگی به شیوه غربی ارائه می کردند، به خوانندگان تلقین می شد. تلویزیون خصوصی از راهبرد توسعه سرمایه داری سلطنتی حمایت می کرد. شاه پس از مطالعات چندی که صورت گرفت و با نگرانی از انحصار تلویزیون توسط فرقه مذهبی بهاییان، تصمیم گرفت تا تلویزیون خصوصی را برانداخته و آن را تبدیل به تلویزیون دولتی کند که با بودجه و مدیریت دولت اداره شود.سرانجام در سال 1966، تلویزیون ملی ایران پخش برنامه های خود را آغاز کرد. (شایان ذکر است نخستین پیام آن، پیام شاه بود) و از جمله نخستین برنامه‌های آن در برنامه‌ریزی هفتگی آزمایشی، پخش مراسم جشن روز تولد شاه بود. کمی بعد رادیو در تلویزیون ادغام شد، و سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران (NIRT) ایجاد شد.
با تشکیل رادیو و تلویزیون ملی، مصرف گرایی باز هم از طریق تبلیغات تشویق می‌شد، اما نکتۀ مهمتر در این بود که سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران سعی داشت با شکوهمند جلوه دادن حکومت سلطنتی و حمایت از نوسازی که حافظ ایدئولوژی حکومت بود، پشتیبانی از رژیم پهلوی را شدت بخشد. در این دوره، تمام رویدادهای خانوادۀ سلطنتی، از جمله جشنهای 2500 ساله، از تلویزیون پخش می‌شد. رسانه‌ها همچنین این اعتقاد را تبلیغ می‌کردند که علاقۀ اصلی شاه، نوسازی ایران بر پایۀ روشهای کشورهای غربی است. اخبار شبانۀ تلویزیون با تصاویری از سدها و ساختمان‌های جدید و نمادهای فیزیکی توسعه آغاز می‌شد.
در این دوره، بودجه‌های دولتی هنگفتی در اختیار رادیو و تلویزیون قرار می‌گرفت و بدین ترتیب، این پوشش خبری به سرعت گسترش می‌یافت. تعداد فرستنده‌های تلویزیونی که در سال 1966، 2 دستگاه بود، در سال 1947 تا 88 دستگاه افزایش یافت و پوشش آن از 1/2 میلیون نفرع به 15 میلیون نفر- بیش از نیمی از کشور- در شهر و روستا رسید. پوشش رادیو، تقریباً سراسری بود. تا اواسط دهۀ 1970، سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران از نظر وسعت پوشش، دومین شبکۀ خبرپراکنی در آسیا پس از (
NHK) ژاپن شده بود. بنابراین، بیشتر مردم کشور از طریق رادیو و تلویزیون با یکدیگر ارتباط داشتند و روستاهای کوچک با مراکز بزرگ شهری پیوند یافتند.علی رغم گسترش پوش رادیو و تلویزیون، سطح سواد ـ به خصوص برای زنان ـ پایین باقی مانده بود و مدارس ابتدایی کافی برای همسان کردن همه کودکان مدرسه رو وجود نداشت. انتشارات و مطبوعات شدیدا در سانسور قرار داشتند و از این رو، در بین نشریات روزانه و کسل کننده، قدرت انتخاب چندانی برای خوانندگان وجود نداشت و در نتیجه، تیراژ این نشریات پایین بود. در این خصوص، یکی از مفسران با تسمخر اشاره کرده بود که «اگر ایران همچنان مسیر فعلی خود را دنبال کند، نخستین کشور جهان خواهد بود که پیش از اشاعه ملی مطبوعات، تلویزیون را اشاعه داده است»!. بدین ترتیب، بنظر می رسید که ایران از مرحله توسعه سواد و چاپ جهش کرده و مستقیما از یک فرهنگ تقریبا شفاهی سنتی، به سوی یک فرهنگ الکترونیکی در حالت حرکت است.
حتی نظری اجمالی به رسانه های جمعی ایران در اواسط دهه 1970 ، نشانگر این است که مطالب پخش شده در رادیو و تلویزیون یا مطالب چاپ شده در نشریات ، در پی حفظ فرهنگ ملی یا افزایش سطح آموزش عمومی نبودند، بلکه این رسانه‌ها جلوه‌های فریبنده فرهنگ غربی را اشاعه می دادند و به نیازها و تقاضاهای اساسی جامعه ایران کمتر توجه نشان می دادند. نقش این رسانه‌ها غالبا سرگرم کردن مخاطبان خود بود. در مطالعه بین المللی که در سال 1975 صورت گرفت، این نتیجه به دست آمد که از مجموع 11 کشور مطالعه شده، یکی از بالاترین سطوح، از آن واردات برنامه سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران است.!
این برنامه ها ـ که فیلمهای غربی را نیز در برداشت ـ 78 درصد محتوای برنامه های تلویزیونی را دربرگرفته و کمترین درصد پخش برنامه های جدی، مربوط به ایران بود: یعنی 22 درصد از کل زمان پخش. از نمونه برنامه های وارد شده می‌توان به بارتا، استارترک، مارکوس ولبی، تارزان، اپرای خیابانی و روزهای زندگی اشاره کرد و گاهی که برنامه های تولید داخلی پخش می‌شد، بسیار مورد توجه قرار می گرفت. اما بیشتر برنامه‌های داخلی، به خاطر وجود شرایط واقعی سانسور و خود سانسوری نسبتا ضعیف بودند. در این دوره، بنظر می رسید که سیاست جاری حکومت، توجهی به تبعات فرهنگی وارد کردن برنامه های غربی که شیوه های زندگی غربی، نقشهای جنسی، ارزشهای مصرفی و مواردی دیگر را اشاعه می داد، ندارد. اگرچه برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه، صرفه اقتصادی خرید برنامه های خارجی در مقایسه با برنامه‌های تولیدی ملی، و داخلی موجه می توانست باشد، اما با توجه به امکانات هنگفت مالی سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران، چنین توجیهی در ایران چندان موجه نمی نمود. بنظر می رسیدکه برای رژیم وقت، اجازه دادن به واردات فراوان برنامه های سرگرم کننده غربی، در قیاس با برنامه های احتمالا انتقادی داخلی، بسیار مطمئنتر باشد.توسعه سریع رادیو و تلویزیون، از عناصر اصلی طرح توسعه جاه طلبانه شاه بود، زیرا او تلاش داشت از رسانه های ارتباطی برای تغییر جامعه سنتی ایران به جامعه‌ای مدرن استفاده کند. البته شاه در این راه توفیقی نداشت، زیرا فرایند نوسازی به اندازه کافی پیش نرفته بود. در حقیقت، راهبرد شاه را می‌توان «نوسازی عاریتی» دانست که همان تمایل برای شیوه ظاهری نوگرایی بدون ایجاد تفکرات عمیق ساختاری لازم برای توسعه است. بعنوان مثال دولت از طریق رسانه های جمعی در مورد نوسازی صحبت می کرد، اما نتوانست مراقبتهای بهداشتی یا آموزش همگانی را در سطح ملی تامین کند.رژیم پهلوی میلیونها تومان صرف توسعه سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران کرد، اما از برق رسانی به بخشهای وسیعی از کشور عاجز بود و در واقع، بسیاری از روستاییان برای استفاده از تلویزیون و روشنایی، از ژنراتورهای کوچک قابل حمل استفاده می‌کردند. شاه از بهبود شرایط کار صحبت می کرد، اما به اتحادیه‌های کارگری اجازه فعالیت نمی‌داد. در این هنگام، باشگاههای بسیاری تأسیس شد، اما در آنها امکان مبادله افکار و یا دسترسی آزاد به مطالب و کتابها وجود نداشت. نویسندگان، هنرمندان و کارکنان رادیو و تلویزیون همگی مجبور بودند خود را با آهنگ موجود نوسازی تطبیق دهند و کسی اجازه انتقاد نداشت. دستگاه امنیتی ساواک آمادگی مقابله با هر گونه صدای مخالف را داشت. بدین ترتیب، سرکوب شدید سیاسی مانع مشارکت مردم و بحث در مورد نیازهای اجتماعی ـ که ارکان توسعه سیاسی را در جوامع تشکیل می‌دهند ـ می شد.فقدان مشارکت سیاسی و فقدان آزادی فرهنگی، به ایجاد حس ناکامی در طبقات متوسط تحصیل کرده انجامیده بود. چنین فضایی، ورود تلویزیون آمریکایی را مجاز می دانست، اما مخالف تولید برنامه های انتقادی و خوب داخلی بود. دخالت دولت در سیستم حقوقی، نظام آموزشی و دستگاه رادیو و تلویزیون که به تضعیف فعالیتهای حرفه ای و استقلال کشور می انجامید، احساس ناکامی را در نزد این گروه به وجود آورده بود. طبقات متوسط در دهه 70، خود را در فشار تورمی افسار گسیخته ای می دیدند. در این زمان، قیمت خانه و اتومبیل سیر صعودی شدید پیدا کرد و این طبقات، شاهد لطف و توجه به کارشناسان خارجی بودند که مهارتی برابر با آنها داشتند.طبقات متوسط سنتی، به خصوص تاجران بازار و روحانیون، در مقابل این شیوه غربی توسعه، احساس خطر می کردند. شرکتهای بزرگ چند ملیتی و کشت و صنعتها، موقعیت اقتصادی بازار را تعضیف کرده بودند، و آموزشهای غیردینی و رسانه ها نیز، اعتقادات مردم را هدف گرفته بودند. امام خمینی (ره) از سالهای ابتدایی دهه 1960 ، در مورد تاثیر منفی ارزشهای غربی صحبت کرده و هشدار داد که رسانه‌ها ابزارهای تبلیغ برای امپریالیستهای غربی هستند و سعی در تضعیف ایران دارند. برخی از مقامات مذهبی، تماشای تلویزیون را علنا محکوم کرده بودند و دسته دیگر، داشتن تلویزیون را عملی گناه آلود می دانستند. در این زمان ، درشهر قم که احساسات مذهبی بیشتر حکمفرما بود ، در واقع تلویزیون تحریم شده بود.از سالهای 1976، با استعانت از سیاست حقوق بشر کارتر، جناحهای مخالف مذهبی و غیرمذهبی از مجموعه‌ای از رسانه‌های کوچک برای رساندن اعتراض خود نسبت به رژیم پهلوی استفاده کردند. گروههای حرفه‌ای همچون وکلا و نویسندگان، «نامه های سرگشاده‌»ای به شاه فرستادند و خواستار پایان مداخله دولت در جریان اجرای قانون و آزادی بیان بیشتر شدند. جناح مذهبی مخالف دولت، همچنین برای سیاسی کردن مردم، به تجهیز و توسعه سیستم ارتباطی کاملا متفاوت با رسانه های بزرگ دولت پرداخت. رهبران مذهبی برای تبلیغ و ارشاد مردم برای گرایش به هویت اسلامی در مقابل سیاست غربی ساختن وابسته شاه، از شبکه ملی مساجد و بازارها استفاده کردند. هنگامی که امام خمینی (ره) از تبعیدگاه خود، در یک روستای کوچک عراق خارج شد، و به حومه‌های پاریس در سال 1978 حرکت کرد، کانون توجه بیشتر رسانه‌های غربی قرار گرفت. شبکه مذهبی از طریق خطوط تلفن بین المللی پیامهای خود را به تهران منتقل می کرد و در مدت چند ساعت، هزاران کاست رادیویی ـ ( یک منبر الکترونیکی بین المللی ) ـ از پیامها و سخنان امام ، در خیابانهای پایتخت موجود بود و برای استفاده بقیه مردم به دیگر شهرها و روستاها برده می شد. در یک فرهنگ ایستای کاملا شفاهی، ( که روحانیون اقتدار اجتماعی قابل ملاحظه ای دارند و برای ایراد خطا به مردم عادی بصورت منظم در مساجد انجام وظیفه می‌کنند) ، این شیوه، یک شیوه ارتباطی قدرتمند بشمار می رفت.
بدین ترتیب، جنبش مردمی علیه شاه به تدریج رشد یافت و هنگامی که خشونت رژیم به کشته شدن تظاهر کنندگان می انجامید، الگوی عزاداری اسلامی «هفتم»ها و «چهلم»ها، نوعی آهنگ مذهبی به تظاهرات می بخشید. به تدریج گروههای غیر مذهبی ـ اعم از کمونیستها، سوسیالیستها، دموکراتها ـ که رژیم فعالیت آنها را ممنوع کرده بود، سربرآورده و اعلامیه‌های فتوکپی شده بی شماری انتشار یافت و در آنها به تحلیل وضع موجود، درخواستهای سیاسی و سازماندهی تظاهرات پرداخته شد. بنابراین برخی رسانه های کوچک به خصوص نوارهای رادیویی و اعلامیه‌ها، بصورت موثری در تجهیز مردم ایران به کار گرفته شدند که خود نمونه دیگری را از موارد استفاده زا رسانه های جایگزین نشان می‌دهد. این رسانه های کوچک در نوع خود جالب هستند، زیرا امکان تکثیر آنها به سهولت فراهم است و جلوگیری از انتشار آنها، برای هر رژیم، بسیار مشکل می‌باشد. هنگامی که در نوامبر 1978 ارتش سعی در برقراری نظم و تسلط بر سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران را داشت، کارکنان این سازمان دست به اعتصاب زدند. ارتش رادیو و تلویزیون را به مدت 3 ماه اداره کرد، در همان حال افراد تحصیل کرده و حرفه‌ای به تهیه روزنامه‌های زیرزمینی که اخبار رژیم را نادرست می خواند، ادامه می دادند.بدین ترتیب، ترکیبی از اقتدار مذهبی و رسانه های کوچک، برخی از بزرگترین تظاهرات تاریخ اخیر را به وجود آورد و گروههای آزادیخواه و سنتی را در دشمنی با الگوی توسعه غربی شاه متحد کرد. این تظاهرات، آمیزه ای از نارضایتی اقتصادی، ناکامی سیاسی و نگرانیهای فرهنگی را به شعار واحد «مرگ بر شاه» بدل کرد. پس از آنکه شاه در ژانویه 1979 ، بظاهر برای گذراندن تعطیلات کشور را ترک کرد ، رسانه او مطبوعات تا پیروزی کامل انقلاب در فوریه 1979، نقش بسزایی را ایفا کردند که به فصل مدونی درتاریخ ایران و انقلاب اسلامی بدل شد .بطور کلی از آنچه تبیین شد می توان نتیجه گرفت ، اشتباه فاحش شاه پیرامون رسانه ها ، یعنی آوردن غرب به اطلاق نشیمن ایرانیان و مقایسه روندهای توسعه در ایران با غرب ، به تشدید ناکامیهای اقتصادی ، سیاسی و فرهتگی دامن زد و سرانجام همین عامل با عث اتحاد و تجمیع افکار عمومی و تسهیل سیر سقوط رژیم پهلوی شد
رژیم پهلوی دربطن رسانه ها ، توجهی به توسعه سیاسی و یا خواسته های کمتر مادی مانند: برابری ، عدالت ، آزادی ، هویت و حتی احساس رضایت عمومی نشد و بنظر می رسید که فرایند ارتباطات و توسعه در چارچوب جامعه ایران ، بر این اشاره دارد که الگوها و گرایشهای زندگی غربی تنها الگوهای زندگی و گرایشهای ارزشمند جدید است که ایرانیان باید از آن پیروی کنند .این فرآیند نه تنها شکافهای مالی عظیمی را بین نخبگان شهری و فقرای روستایی پدید آورد ، بلکه احساس عمیقی از خودکم بینی فرهنگی را برانگیخت ، عاملی که به نحو مؤثری به تجهیز مردم در مقابل رژیم پهلوی منجر شد .بی تردید ، شاه و دستگاه امنیتیش ، قدرت کنترل رسانه ها را داشتند ، اما نمی توانستند مشروعیت سیاسی بدست آورند ، چراکه ایرانیان نیز بسیاری از برنانه های تولید غرب و امریکا را تماشا می کردند و با این حال ارزشهای خود را بر آن ترجیح می دادند .ایران نمونه استثنایی برای تسریع فرآیند نوسازی است که مدل ارتباطات و توسعه را ( در رژیم پهلوی ) تجربه کرد و شاهد شکست بزرگ آن بود .بدین صورت اگرچه ارتباطات می تواند به مردم برای یافتن هنجارهای جدید و هماهنگی در یک دوره گذار ، یاری رساند ، اما در بلند مدت و در مورد ایران ، تأثیر آن کاملاً برعکس بود .

 

ارتباطات و توسعه يكي از چالش برانگيزترين مباحث درعرصه علوم اجتماعي، اقتصاد ، سياست و فرهنگ طي پنج دهه اخير در سطح جهان بوده است. مطالعات در اين زمينه بخصوص پس از جنگ جهاني دوم مورد توجه صاحب نظران و انديشمندان و نيز كشورهاي تازه استقلال يافته يا در حال توسعه قرار گرفت. اين موضوع از آن روي اهميت و گسترش يافت كه تكنولوژيهاي جديدارتباطي اهميت فوق العاده اي بخصوص در توسعه اقتصادي پيدا كرد . در دهه هاي 50 و 60 نوعي خوش بيني نسبت به تاثير رسانه ها در توسعه بوجود آمده بود كه عمدتاً براساس الگوهاي غربي نوسازي ايجاد شد اما پس از آن (از دهه 80 به بعد) به كمك تحقيقاتي كه در محتواي رسانه ها و حوزه ارتباطات بين الملل انجام شد اين خوش بيني كمرنگ شد . با همه اين ، خوش بيني يا بد بيني نسبت به تاثيرات ارتباطات و بالطبع آن وسايل ارتباط جمعي توجه و تاكيد بر اين موضوع را كاهش نداد و امروز بيشتر از گذشته اين مسئله مورد بررسي و تحقيق قرار مي گيرد. در همين راستا آخرين تكنولوژي تاثيرگذار ارتباطات در سطح جهاني يعني اينترنت مورد توجه جدي است و موضوع اصلي اين تحقيق قرار گرفته است . 2- ارتباطات سلطه بخش يا ارتباطات توسعه بخش بحث اساسي اين است كه آيا ارتباطات و رسانه ها تسهيل كننده ، توسعه هستند يا تنها منجر به اين مهم مي شوند كه به عنوان يكي از اساسي ترين ابزارهاي كشورهاي توسعه يافته در مصرفي شدن كشورهاي كمتر توسعه يافته عمل كنند. واقعيت اين است كه رسانه ها عامل اصلي و اساسي توسعه سياسي هستند اما ابزار اساسي و بنياني بوده اند كه كشورهاي كمتر توسعه يافته را از نظر اقتصادي وابسته و مصرف زده كرده اند. در بعد توسعه اجتماعي نيز در كشورهاي كمتر توسعه يافته ، از خود بيگانگي و از خود باختگي را درپي داشته اند و در ابعاد فرهنگي به اشاعه و سلطه فرهنگ كشورهاي توسعه يافته (غربي) در كشورهاي ذكر شده پرداخته اند. حال سئوال اساسي اين است كه ارتباطات توسعه بخش است يا سلطه بخش؟ الف) ارتباطات توسعه بخش (خوش بينانه) اكثر صاحب نظران و انديشمندان در دهه هاي 50 و 60 ديدگاهي خوشبينانه به تاثيرات رسانه ها داشتند و حتي بر اين باور بودند كه با توسعه رسانه ها و بهره وري از آن ، توسعه و بخصوص توسعه اقتصادي رونق و سرعت خواهد گرفت. با اين تصور كلي كه گسترش وسايل ارتباط جمعي به توسعه اجتماعي و توسعه اجتماعي به توسعه اقتصادي منجر مي شود. دانيل لرنر ، ويلبر شرام و اورت راجرز از جمله سردمداران نظريات خوش بينانه هستند كه وسايل ارتباط جمعي را بعنوان محرك اصلي توسعه اجتماعي ( آگاهي ) و بالطبع آن توسعه اقتصادي مي دانند. از الگوي آنان بعنوان الگوي علت – معلولي ، خطي و يا الگوي حاكم ياد مي شود. ب) ارتباطات سلطه بخش (بدبينانه) به نظر مخالفان نظريات خوش بينانه ، جريان يكسويه و عمودي پيام از سوي وسايل ارتباط جمعي با انعكاس گسترده اخبار يكسويه به سلطه امپرياليسم خبري انجاميده است اين امپرياليسم با گسترش ابعاد ديگر پيام به سلطه ارتباطي يا سلطه ارتباطات در جهان انجاميده است و سلطه ارتباطات به همراه توليد و توزيع انبوه كالاها و مصنوعات فرهنگي ديگر , سلطه فرهنگي را در پي داشته است. از اصحاب مكتب فرانكفورت ، هربرت شيلر و هاملينگ مي توان بعنوان كساني نام برد كه با اين جريان همسوي هستند. 3- اينترنت سابقه راه اندازی اينترنت به شبکه ديگری به نام آرپانت برمی گردد که در سال 1969 م توسط آژانس پژوره های تحقيقاتی پيشرفته در وزارت دفاع آمريکا راه اندازی شد. در ايران اولين سازمانی که به همگانی کردن اينترنت پرداخت مرکز تحقيقات فيزيک نظری و رياضيات بود. کار اين مرکز در سال 1372 آغاز شد و تعدادی از مراکز دانشگاهی را با شبکه آموزشی و پژوهشی اروپا از طريق دانشگاه وين اتريش فراهم ساخت. بطور كلي كاركردها و خدمات زير بخشي از امكانات اينترنت است كه مورد بهره برداري عمومي واقع مي شود: کارکردهای اينترنت 1- پست الکترونيک(ارسال و دريافت پيامها و نامه ها) 2- سرويس دسترسی به اطلاعات(بانکهای اطلاعاتی ) 3- سرویس گروههای تخصصی (عضويت در گروههای خاص) 4- دسترسی به کامپيوتر از راه دور 5- سرویس خبری(مجلات و روزنامه ها) 6- تماس با استادان و مشاوران 7- ثبت نام از راه دور 8- آموزش از راه دور 9- انتقال پرونده ها 10- تله کنفرانس 11- بانکداری الکترونيکی 12- مشاهده فيلم و عکس خدمات اينترنت • الف : علمی(آموزش و پزوهش) • ب : اشتغال • ج : تفريح • د: تبليغ • ه : کار در خانه • و : اطلاع رسانی 4- اينترنت و توسعه بزرگراههاي اطلاعاتي حامل بهترين و بدترين محتويات هستند و سئوالات زير خوش بيني يا بد بيني درباره اينترنت را به تصوير مي كشد: • اينترنت در خدمت تساوي جهاني يا تشديد كننده نابرابري ها ؟ • آيا امپرياليسم خبري ، ارتباطي و فرهنگي حاكم شده است ؟ • حاشيه نشينان دهكده جهاني چه نقشي دارند؟ ( يك / سوم مردم جهان برق ندارند و يك / سوم مردم جهان سواد ندارند). • پايان استبداد يا انقلاب كنترل؟ • حق حاكميت چه مي شود؟ آيا حاكميت ملي تهديد مي شود؟ • فاصله طبقاتي افزايش مي يابد يا افزايش؟ • شكاف اقتصادي و فرهنگي بين كشورها كاهش مي انجامد يا افزايش ؟ • آيا اينترنت شكاف بين كشورها را پر مي كند؟ الف : توسعه فرهنگي و اينترنت به نظر مي رسد اينترنت بيشترين تاثير منفي را در بعد فرهنگي بر جوامع مي گذارد . ابعاد و آثار مثبت و منفي زير از نظر فرهنگي مطرح است : اطلاع رساني الكترونيك آموزش الكترونيك ( دانشگاهها , مدارس و ...) • ارتباط موسسات آموزشي با يكديگر منابع علمي ( كتاب ,مقاله , مجلات و ...) پژوهش از طريق اينترنت • كنفرانس از راه دور (تله كنفرانس) • جراحي از راه دور • اتصال به كتابخانه ها • پژوهش از طريق مجلات • سلطه زبان انگليسي در اينترنت واقعيتي غير قابل ترديد است • توسعه تصاوير خلاف اخلاق • توسعه پورنوگراف كودكان • عدم رعايت حقوق مولفان و خلاقان فرهنگي • مصرف گرايي غربي • تضعيف ارزشهاي بومي • تشديد بي هويتي • از خود بيگانگي • بطور متوسط كودكان آمريكايي 3-1 ساعت درروز از كامپيوتر براي انجام تكاليف مدرسه، صحبت با دوستان بطور آن لاين و بازي كردن استفاده مي كنند.90% كودكان سن مدرسه در اين كشور به كامپيوتر دسترسي دارند. - يونسكو در سال 1999 در پاريس گردهمايي جهاني كارشناسان درباره سوء استفاده جنسي از كودكان ، پورنوگرافي مربوط به كودكان و فحشاي كودكان از طريق اينترنت به عنوان يك چالش بين المللي را برگزار كرد ب : توسعه اجتماعي و اينترنت اينترنت بر ارتباطات، آموزش، تفريح، رفاه و ... انسان مؤثراست و در حوزه هاي بسياري آگاهي ها، نگرش ها و رفتارهاي بشري را تحت تاثير قرار خواهد داد.در بحث اجتماعي آثار مثبت و منفي زير بر اينترنت مترتب است : توسعه اشتغال و كاهش بيكاري كار تمام وقت خدمات ( پست الكترونيك و...) خلق اجتماعات مجازي (اجتماعاتي كه هنوز قواعد و مقررات آن مشخص نشده است و خود گردان هستند) اينترنت افق تازه اي براي گفتگو ميان فرهنگها گشوده است دسترسي به اطلاعات اينترنت خسته كننده و پيچيده و گمراه كننده است و به اجبار بايستي مجموعه اي از اطلاعات را مرور كني - مطالعات اخيرنشان مي دهد كه استفاده از اينترنت سبب ايجاد احساس بدبختي، تنهايي و بطوركلي كاهش سلامت رواني مي شود. اشخاصي كه از اينترنت بيشتر استفاده مي كنند دوستي را كمتر حفظ كرده، زمان كمتري با خانواده صحبت مي كنند، استرس هاي بيشتري را تجربه كرده اند و احساس تنهايي و افسردگي مي كنند. - اينترنت ارتباطات تعاملي را توسعه داده است ج : توسعه سياسي و اينترنت - انتشار آزادانه اطلاعات - كسب آزادانه اطلاعات - اينترنت و افكار عمومي - اينترنت و اصلاحات - اينترنت و انتخابات - دموكراسي الكترونيكي - اينترنت و امنيت ملي - تهديد حاكميت ملي مفاهيمي جدي است كه در زمينه توسعه سياسي مطرح است. - مفهوم دولت تغيير كرده است و مفهوم جهان چند- مركزی (نظريه مركز – پيراموني) جايگزين جهان دولت – محوري شده است و مي توان گفت : بارشد اينترنت نظريه پايان جغرافيا را مي توان مطرح كرد حريم شخصی انسانها نيز كوچك شده است و بر خلاف انتظار و تصور همگان محدوده و حيطه كنترل دولت ها گسترش يافته است. د : توسعه اقتصادي و اينترنت به نظر مي رسد اينترنت بيشترين تاثير مثبت را در بعد اقتصادي بر جوامع مي گذارد: اشتغال كار از راه دور كار در خانه استخدام بانكداري الكترونيك تبليغات الكترونيك خريد و فروش الكترونيكي ( بليت , گلدگوئيست و ...) حمل و نقل ( فيش آب و ...) امور بازرگاني خدمات اداري ازجمله تاثيرات اقتصادي اينترنت است اهميت اينترنت در توسعه اقتصادي با اشاره به تاثيرات و پيامدهاياقتصادي آن به شرح زير بيشتر روشن مي شود : كشورها با دستيابي به اطلاعات مي توانند موقعيت اقتصادي خود را در صحنه بين المللي بسنجند، حفظ كنند و يا تغيير دهند. شبكه هاي اطلاعاتي شيوه گردش پول را در بازارهاي دنيا تغيير مي دهد و تاثيرات خاص خود را به جا مي گذارد. كمپانيها و افراد صاحب سرمايه از طريق شبكه هاي اطلاعاتي ازادي بي نظيري در نقل و انتقال پول و سهام و اوراق بهادار پيدا مي كنند. احتمالاً غناي اطلاعاتي و در اختيار داشتن نرم افزارهاي لازم در كشورهاي پيشرفته، به استثمار اقتصادي نامريي مي انجامد. اطلاعاتي اينترنتي زمينه فكري مناسب و تقاضاي لازم را در جهان سوم ايجاد مي كند. خدمات بانكي از راه دور تاثيرات اساسي بر تجارت در گردش مي گذارد. تكنولوژي اطلاعات در بين المللي شدن توليد و بازار اساساً تاثير مي گذارد. ارتقاي شركتهاي اقتصادي بستگي تام به تلاش اگاهانه براساس آخرين داده ها خواهد داشت. با گسترش شبكه بين المللي اطلاعات و با توجه به اطلاعات يكسويه غربي احتمالاً شيوه اي از يك زندگي مصرفي سرمايه داري تبليغ خواهد شد. شركت هاي بزرگ خواهند توانست نيروي انساني متخصص مورد نياز خود را از هزاران كيلومتر دورتر در كشورهاي در حال توسعه با دستمزد پايين تر استخدام كنند. با گسترش تكنولوژي اطلاع رساني، توليد كنندگان به بازارهاي گسترده تر و مصرف كنندگان به امكانات بيشتر دست خواهند يافت. اينترنت به امور اقتصادي و مبادله اقتصادي سرعت مي بخشد. با بهره گيري از اينترنت امكان دستيابي به بازارهاي جديد بيشتر مي شود. با توجه به اينكه در جهان امروز، اطلاعات به كالايي استراتژيك تبديل شده است اطلاعات اقتصادي از اين امر مستثني نيست. تسلط بر توليد، كنترل و مبادله اطلاعات اينترنتي امتياز بزرگي است كه هر سازمان اقتصادي به آن نياز دارد. اطلاعات اينترنتي زير بناي اقتصاد، فعاليت اقتصادي و موفقيت اقتصادي خواهد شد. اطلاعات اينترنتي براي تشخيص استراتژي و تصميمات كار و كسب مفيد و ارزنده خواهد بود. هزينه هاي تبليغاتي شركت هاي اقتصادي كاهش خواهد يافت. كاغذ بازي و هزينه هاي كاغذبازي كاهش خواهد يافت. كارآيي و سرعت كار بهبود خواهد يافت. معرفي محصولات با سرعت و سهولت انجام خواهد شد. يافتن شركاي اقتصادي آسانتر خواهد شد. آگهي الكترونيكي در ارزان ترين شكل ارايه خواهد شد. اينترنت قدرت مشتري را در برابر فروشنده بالا مي برد. انتخاب كالا براي مشتري سهل و آسان مي شود. و بالاخره توسعه اطلاعات، پايه توسعه فكر اقتصادي و زيربناي اقتصاد يكپارچه جهاني خواهد شد بطور كلي مي توان گفت : ديدگاههاي اسطوره اي درباره اينترنت در حال واقع بينانه شدن است پيامد هاي اقتصادي اينترنت اختراع، ابداع، ايجاد و اكتشاف هر موضوع جديدي مسايل متفاوتي به دنبال دارد. اطلاعات، بي امان بر سراسر جهان گسترش روزافزون خواهد يافت و امواج خبري و اطلاعاتي مرز نخواهند شناخت و در اين ميان گريزي براي انسانها و جوامع از اين امواج نيست. تاثيرات اجتماعي رسانه ها بي نهايت فريبنده و شناخت زمانه اي كه در آن مي زييم همواره كاري دشوار بوده است اما رسانه ها همانطور كه توانسته اند تاثير بگذارند مي توانند به برداشت از تغييرات در عصر جديد و چگونگي برداشت از آخرين تغييرات با عنوان «خدمات داوطلبانه» به بشر خدمت كنند و حقيقتاً ما بايد به انتخابات بيشتر و بهتر در آينده بينديشيم. ديدگاههاي متفاوت بر آن است كه بهره وري لازم اطلاعاتي زير ساخت اقتصاد پويا و فعال است و در اينده سازمانها، شركتها و مراكز بازرگاني، تجاري و اقتصادي وابستگي شديدي به آخرين اطلاعات براي تصميم گيري و برنامه ريزي خواهند داشت. اطلاعات در شبكه هاي اطلاعاتي جريان دارند پس بهره گيري از اين شبكه ها و ايجاد و تحول در اين شبكه ها تاثيرات فراوان اقتصادي بر اقتصاد بين المللي و ملي و خانواده دارد. اقتصاد بين الملل، اقتصادي يكپارچه خواهد شد، اقتصاد ملي، توان راحت تر و ارزان تر عرضه آخرين كالاها را به بازار جهاني در هر جاي ممكن خواهد داشت و اشتغال خانواده در ماهيت تغيير مي كند و موضوع مهم كار از راه دور رونق خواهد گرفت. جهان سوم نيازمند اطلاعات علمي، فني تجاري و ... است اطلاعاتي كه حقيقتاً براي اين كشورها بسيار حياتي و مهم است و در اين ميان شايد شبكه بين المللي اطلاع رساني (اينترنت) پلي باشد تا جهان سوم از طريق آن با زدن يك راه «ميان بر» به جهان اول قدم بگذارد. جهان سوم با همه نيازها، يك خطر فرهنگي را احساس مي كند. اما بايد بداينم كه اينترنت هيولايي نيست كه ما را ببلعد زيرا بشر وارث ميراث عظيمي از عقايد و باورهاست و به هر حال زندگي بشر هنوز هم يك انتخاب اجتناب ناپذير است نه اجباري غير اختياري. جهان سوم كمبود امكانات را احساس مي كند تكنولوژي دست دوم در اختيار دارد و نرم افزار كار در اختيار كشورهاي پيشرفته است. با اين حال چه بايد كرد در حالي كه چنانچه كشورهاي دنيا خواهان رقابت با ديگران در عرصه اقتصاد بين الملل باشند بايد درهاي خود را به روي اطلاعات و نظريات تازه باز نمايند. در همين راستاست كه بحث براي سانسور كردن يا سانسور نكردن شبكه (اينترنت) از يك بحث فلسفي و اجتماعي به بحثي عملي و اجرايي تبديل گشته است و كشورهاي زيادي به خصوص در جهان سوم بر سر كنترل كردن اينترنت اصرار مي ورزند با اين اتفاق ممكن است با زيانهاي اقتصادي هنگفتي مواجه شوند و در تجارت الكترونيك كه پايه قرن اينده خواهد بود عرصه رقابت را به ديگران ببازند. در ساده ترين شكل جايگاه اطلاعات در ارتباط با اقتصاد حول سه موضوع مي گردد: 1- داد و ستد اطلاعات 2- داد و ستد تجهيزات اطلاعاتي 3- داد و ستد توسط تبليغات شبكه اي اطلاعاتي (تجهيزات اطلاعاتي) اينترنت و شبكه هاي اطلاعاتي از زاويه اي ديگر در خدمات قبل از فروش، خدمات هنگام فروش و خدمات بعد از فروش نقش خواهند داشت. گستردگي جهاني، ارايه شيوه هاي جديد و كارآيي بالاي ارتباطي، فعال بودن در صحنه رقابت، دسترسي به آخرين منابع اطلاعاتي و بازاريابي و فروش نيز از مهمترين ويژگيهاي اينترنت برشمرده شده است. از جمله مزاياي اقتصادي ديگر اينترنت را: سهولت و سرعت خدمات رساني، سهولت و سرعت امكان دستيابي به مصرف كننده، امكان انتخاب مصرف كننده، كاهش هزينه هاي تبليغاتي و كسب ارزان اطلاعات رقبا بر مي شمارند و در همين جهت است كه شركتهاي تجاري به سرعت به اينترنت متصل مي شوند و درصدد ايجاد شبكه هاي ويژه اطلاعاتي سازمان خود بر مي آيند تا به عمليات فروش و بازاريابي خود سرعت و سهولت بيشتري بدهند. آموزش از راه دور (خدمات عملي)، كار از راه دور (خدمات اقتصادي)، تله كنفرانس و چند رسانه اي (خدمات پژوهشي)، پست الكترونيك (خدمات عمومي)، تبليغات (خدمات اقتصادي)، تفريح (خدمات فرهنگي) و ... همه و همه از آثار شبكه‌اي جهاني به نام اينترنت است. اينترنت بدون شك تاثيرات منفي و مثبتي در زمينه هاي مختلف خواهد داشت اما تاثيرات و پيامدهاي اينترنت را چنين مي توان خلاصه كرد: 1- كشورها با دستيابي به اطلاعات مي توانند موقعيت اقتصادي خود را در صحنه بين المللي بسنجند، حفظ كنند و يا تغيير دهند. 2- شبكه هاي اطلاعاتي شيوه گردش پول را در بازارهاي دنيا تغيير مي دهد و تاثيرات خاص خود را به جا مي گذارد. 3- كمپانيها و افراد صاحب سرمايه از طريق شبكه هاي اطلاعاتي ازادي بي نظيري در نقل و انتقال پول و سهام و اوراق بهادار پيدا مي كنند. 4- احتمالاً غناي اطلاعاتي و در اختيار داشتن نرم افزارهاي لازم در كشورهاي پيشرفته، به استثمار اقتصادي نامريي مي انجامد. 5- اطلاعاتي اينترنتي زمينه فكري مناسب و تقاضاي لازم را در جهان سوم ايجاد مي كند. 6- خدمات بانكي از راه دور تاثيرات اساسي بر تجارت در گردش مي گذارد. 7- تكنولوژي اطلاعات در بين المللي شدن توليد و بازار اساساً تاثير مي گذارد. 8- ارتقاي شركتهاي اقتصادي بستگي تام به تلاش اگاهانه براساس آخرين داده ها خواهد داشت. 9- با گسترش شبكه بين المللي اطلاعات و با توجه به اطلاعات يكسويه غربي احتمالاً شيوه اي از يك زندگي مصرفي سرمايه داري تبليغ خواهد شد. 10- شركت هاي بزرگ خواهند توانست نيروي انساني متخصص مورد نياز خود را از هزاران كيلومتر دورتر در كشورهاي در حال توسعه با دستمزد پايين تر استخدام كنند. 11- با گسترش تكنولوژي اطلاع رساني، توليد كنندگان به بازارهاي گسترده تر و مصرف كنندگان به امكانات بيشتر دست خواهند يافت. 12- اينترنت به امور اقتصادي و مبادله اقتصادي سرعت مي بخشد. 13- با بهره گيري از اينترنت امكان دستيابي به بازارهاي جديد بيشتر مي شود. 14- با توجه به اينكه در جهان امروز، اطلاعات به كالايي استراتژيك تبديل شده است اطلاعات اقتصادي از اين امر مستثني نيست. 15- تسلط بر توليد، كنترل و مبادله اطلاعات اينترنتي امتياز بزرگي است كه هر سازمان اقتصادي به آن نياز دارد. 16- اطلاعات اينترنتي زير بناي اقتصاد، فعاليت اقتصادي و موفقيت اقتصادي خواهد شد. 17- اطلاعات اينترنتي براي تشخيص استراتژي و تصميمات كار و كسب مفيد و ارزنده خواهد بود. 18- هزينه هاي تبليغاتي شركت هاي اقتصادي كاهش خواهد يافت. 19- كاغذ بازي و هزينه هاي كاغذبازي كاهش خواهد يافت. 20- كارآيي و سرعت كار بهبود خواهد يافت. 21- معرفي محصولات با سرعت و سهولت انجام خواهد شد. 22- يافتن شركاي اقتصادي آسانتر خواهد شد. 23- آگهي الكترونيكي در ارزان ترين شكل ارايه خواهد شد. 24- اينترنت قدرت مشتري را در برابر فروشنده بالا مي برد. 25- انتخاب كالا براي مشتري سهل و آسان مي شود. و بالاخره توسعه اطلاعات، پايه توسعه فكر اقتصادي و زيربناي اقتصاد يكپارچه جهاني خواهد شد و جهان به تجارتي كه ميزان سود و زيان آن مشخص نيست دست خواهد زد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 13:41  توسط یه بنده خدا  | 


بايد ببن دو مفهوم ”رشد اقتصادي“ و ”توسعه اقتصادي“ تمايز قايل شد. رشد اقتصادي, مفهومي كمي است در حاليكه توسعه اقتصادي, مفهومي كيفي است. ”رشد اقتصادي“ به تعبير ساده عبارتست از افزايش توليد (كشور) در يك سال خاص در مقايسه با مقدار آن در سال پايه. در سطح كلان, افزايش توليد ناخالص ملي (GNP) يا توليد ناخالص داخلي (GDP) در سال موردنياز به نسبت مقدار آن در يك سال پايه, رشد اقتصادي محسوب مي‌شود كه بايد براي دستيابي به عدد رشد واقعي, تغيير قيمت‌ها (بخاطر تورم) و استهلاك تجهيزات و كالاهاي سرمايه‌اي را نيز از آن كسر نمود [2].

منابع مختلف رشد اقتصادي عبارتند از ‌افزايش بكارگيري نهاده‌ها (افزايش سرمايه يا نيروي كار), افزايش كارآيي اقتصاد (افزايش بهره‌وري عوامل توليد), و بكارگيري ظرفيت‌هاي احتمالي خالي در اقتصاد.

”توسعه اقتصادي“ عبارتست از رشد همراه با افزايش ظرفيت‌هاي توليدي اعم از ظرفيت‌هاي فيزيكي, انساني و اجتماعي. در توسعه اقتصادي, رشد كمي توليد حاصل خواهد شد اما در كنار آن, نهادهاي اجتماعي نيز متحول خواهند شد, نگرش‌ها تغيير خواهد كرد, توان بهره‌برداري از منابع موجود به صورت مستمر و پويا افزايش يافته, و هر روز نوآوري جديدي انجام خواهد شد. بعلاوه مي‌توان گفت تركيب توليد و سهم نسبي نهاده‌ها نيز در فرآيند توليد تغيير مي‌كند. توسعه امري فراگير در جامعه است و نمي‌تواند تنها در يك بخش از آن اتفاق بيفتد. توسعه, حد و مرز و سقف مشخصي ندارد بلكه بدليل وابستگي آن به انسان, پديده‌اي كيفي است (برخلاف رشد اقتصادي كه كاملاً كمي است) كه هيچ محدوديتي ندارد [2].

توسعه اقتصادي دو هدف اصلي دارد: اول, افزايش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ريشه‌كني فقر), و دوم, ايجاد اشتغال, كه هر دوي اين اهداف در راستاي عدالت اجتماعي است. نگاه به توسعه اقتصادي در كشورهاي پيشرفته و كشورهاي توسعه‌نيافته متفاوت است. در كشورهاي توسعه‌يافته, هدف اصلي افزايش رفاه و امكانات مردم است در حاليكه در كشورهاي عقب‌مانده, بيشتر ريشه‌كني فقر و افزايش عدالت اجتماعي مدنظر است.



شاخص‌هاي توسعه اقتصادي
از جمله شاخص‌هاي توسعه اقتصادي يا سطح توسعه‌يافتگي مي‌توان اين موارد را برشمرد [2]:

الف. شاخص درآمد سرانه: از تقسيم درآمد ملي يك كشور (توليد ناخالص داخلي) به جمعيت آن, درآمد سرانه بدست مي‌آيد. اين شاخص ساده و قابل‌ارزيابي در كشورهاي مختلف, معمولاً با سطح درآمد سرانه كشورهاي پيشرفته مقايسه مي‌شود. زماني درآمد سرانه 5000 دلار در سال نشانگر توسعه‌يافتگي بوده است و زماني ديگر حداقل درآمد سرانه 10000 دلار.

ب. شاخص برابري قدرت خريد (PPP): از آنجاكه شاخص درآمد سرانه از قيمت‌هاي محلي كشورها محاسبه مي‌گردد و معمولاً سطح قيمت محصولات و خدمات در كشورهاي مختلف جهان يكسان نيست, از شاخص برابري قدرت خريد استفاده مي‌گردد. در اين روش, مقدار توليد كالاهاي مختلف در هر كشور, در قيمت‌هاي جهاني آن كالاها ضرب شده و پس از انجام تعديلات لازم, توليد ناخالص ملي و درآمد سرانه آنان محاسبه مي‌گردد.

ج. شاخص درآمد پايدار (GNA, SSI): كوشش براي غلبه بر نارسايي‌هاي شاخص درآمد سرانه و توجه به ”توسعه پايدار“ به جاي ”توسعه اقتصادي“, منجر به محاسبه شاخص درآمد پايدار گرديد. در اين روش, هزينه‌هاي زيست‌محيطي كه در جريان توليد و رشد اقتصادي ايجاد مي‌گردد نيز در حساب‌هاي ملي منظور گرديده (چه به عنوان خسارت و چه به عنوان بهبود منابع و محيط زيست) و سپس ميزان رشد و توسعه بدست مي‌آيد.

د. شاخص‌هاي تركيبي توسعه: از اوايل دهه 1980, برخي از اقتصاددانان به جاي تكيه بر يك شاخص انفرادي براي اندازه‌گيري و مقايسه توسعه اقتصادي بين كشورها,‌ استفاده از شاخص‌هاي تركيبي را پيشنهاد نمودند. به عنوان مثال مي‌توان به شاخص تركيبي موزني كه مك‌گراناهان (1973) برمبناي 18 شاخص اصلي (73 زيرشاخص) محاسبه مي‌نمود, اشاره كرد (بعد, شاخص توسعه انساني معرفي گرديد).

و. شاخص توسعه انساني (HDI): اين شاخص در سال 1991 توسط سازمان ملل متحد معرفي گرديد كه براساس اين شاخص‌ها محاسبه مي‌گردد: درآمد سرانه واقعي (براساس روش شاخص برابري خريد), اميد به زندگي (دربدو تولد), و دسترسي به آموزش (كه تابعي از نرخ باسوادي بزرگسالان و ميانگين سال‌هاي به مدرسه‌رفتن افراد است).
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 12:51  توسط یه بنده خدا  | 



چكيده

تجارت الكترونيكي را مي توان انجام هرگونه امورتجاري بصورتon-line وازطريق اينترنت بيان كرد ، اين تكنيك در سالهاي اخير رشد بسياري داشته است .در آينده نه چندان دور تجارت فقط از طريق اينترنت ميسر خواهد بود.

اين متن به معرفي تجارت الكترونيك ،انواع آن و روشهاي امنيت آن مي پردازد.

 

                                           

 

مقدمه

ابزارهاي استاندارد ي جهت ساختن يك Web Site تجارت الكترونيكي وجود دارد .

شما نيز جهت متمايز ساختن سايت خود  قدم اول را با انتخاب نرم افزاري مناسب برداريد. از آنجايي كه اينترنت يك زمينه فعاليت پويا وبا قابليت انعطاف بالا را جهت تبادل كالا وخدمات واطلاعات مابين كمپاني ها ومشتريان و... فراهم كرده است ،كمپاني هاي تجاري همگي به اين ابزار روي آورده اند تا به بازار فروش گسترده تري دست يابند .

 

 

 

تجارت الكترونيكي چيست ؟

تجارت الكترونيكي خريدوفروشي است كه به طور مستقيم از طريق اينترنت صورت مي پذيرد .

هيچ تعريف پذيرفته شده اي براي تجارت الكترونيكي وجود ندارد .با اين حال تجارت الكترونيكي به هر گونه معامله اي گفته مي شود كه كه در آن خريد وفروش كالا ويا خدمات از طريق اينترنت صورت پذيرد وبه واردات ويا صادرات كالا ويا خدما ت منتهي مي شود.

تجارت الكترونيكي معمولا كاربرد وسيع تري دارد ،يعني نه تنها شامل خريدو فروش از طريق اينترنت است بلكه ساير جنبه هاي فعاليت تجاري ،مانند خريداري ،صورت بردار ي از كالاها ،مديريت توليد وتهيه وتوزيع وجابه جايي كالاهاوهمچنين خدمات پس از فروش را در بر مي گيرد.

تعاريف تجارت الكترونيك در يك نگاه :

لينكهاي مفيد ومتعددي وجود دارد كه از طريق آن مي توان تعاريفي در خصوص انواع موضوعات مربوط به تجارت الكترونيك را از حروف a   تا z  يافت :

NMM.COM

ECOMMERCE-GUIDE.com

 

 

 

تاريخچه

 

تجارت الكترونيكي ازسال 1970 هنگاميكه شركتهاي بزرگ اقدام به تهيه شبكه هاي خصوصي كامپيوتري بين خود جهت تبادل اطلاعات تجاري بين شركا وتوليد كنندگان خود كردند پديد آمد.

اين عمل به نام EDI تبادل اطلاعات الكترونيك معروف شد .اين انتقال اطلاعات كه بصورت ساده شده وتحت استانداردهاي لازم EDI  ما بين شركتهاي تجاري صورت مي گرفت مسائل اداري سنتي بر كاغذ ووجود نيروها ي انساني در اين بخشها را بطور چشم گيري كاهش داد.

درحال حاضر نيز در حدود 95% از هزار شركت بدليل كاهش هزينه هاوبالا بردن راندمان كار از EDI   استفاده مي كنند. در واقع پايه واساس تجارت الكترونيك EDI  بوده وهست !

امروزه تماسهاي تجاري بر روي اينترنت كه بواسطه تجارت الكترونيكي است رو به افزايش گذاشته است .بطور مثال با آمدن EDI  بر روي اينترنت اين امكان را براي شركتها بوجود آورده است تا سيستمهاي قديمي مربوط به شبكه هاي خصوصي خود را جمع نموده وپول آنها را پس انداز نمايند وبا سرمايه گذاري وگسترش برروي زنجيرهاي جديد تجاري به دادوستدهاي بيشتري در اين زمينه نايل آيند.ساير شركتها نيز به سادگي معاملات خود را ،از آنجاييكه نيازي به رعايت كردن استاندارد هاي لازم براي EDI   در محيط وب نيست ،بر روي وب منتقل كرده اند.

آوازه تجارت الكترونيك را احتمالا از طريق  راديو ، تلويزيون ، روزنامه و يا سايتهايي كه بفروش

 on-line بر روي اينترنت اشتغال دارند شنيده واز آن با خبر شده ايد وهمينطور از خرده فروشان on-line  بر روي اينترنت كه سرويسهاي خوب ومناسبي را به خريداران خود ارائه كرده اند مطلع شده ايد.

خرده فروشي بصورت  on-line    حدودا ازچهار سال پيش برروي اينترنت آغاز شد كه پيشگامان آن شركتهاي بزرگ ايترنتي بودند كه فروش موارد جزئي (خرده فروشي ) به روش سنتي را ادامه ندادندكه از آنجمله AMAZON وبه تازگي  CD  مي باشد.

 

اخيرا نامها و مارك هاي معروف تجاري ماننند (گپ و  وال مارت ) و شركتهايي از اين قبيل اقدام به تاسيس  فروشگاههاي خود بر روي اينترنت كرده اند ودر اين رابطه متخصصين امر اظهار داشته اند كه اين شركتها وساير شركتهاي نام آشنا مي توانند با اين اقدام براي مدتها بر روي اينترنت حضور داشته  باشند چرا كه امروزه تنها چيزيكه يك فرد به آن نياز دارد داشتن يك دستگاه كامپيوتر ،يك نمايشگر ودسترسي به اينترنت است تا بتوانند به راحتي هر آنچه را كه بخواهند از جزئي ترين تا كلي ترين كالا (ماشين) از اين طريق خريداري نمايند.

 

حتما در دوسال گذشته راجع به تجارت الكترونيكي اززواياي مختلف مطالبي شنيده ايد.

براي نمونه شما در موردتمام شركتهايي كه ارائه دهنده تجارت الكترونيكي هستند شنيده ايد .

-تمامي اخبار مر بوط به تحول وحركت به سوي تجارت الكترونيكي وتبليغات اغراق آميز شركتهايي كه با تجارت الكترونيكي كار مي كنند را خوانده ايد.

-شاهد آن بوده ايد كه در بازار سهام چه ارزش فراواني به شركتهايي كه در بازار سهام آنها با سيستم

web كار مي كندداده مي شود حتي اگر سودي عايد اين شركتها نشود.

امكان دارد شما نيز كالايي رااز طريق webخريداري كرده باشيد كه در اين صورت تجربه شخصي در مورد تجارت الكترونيكي داريد.

با اين وجود ممكن شما احساس كنيد كه درك درستي از تجارت الكترونيك نداريد.

اين تبليغات اغراق آميز چيست؟چرا به تجارت الكترونيك بهاي زيادي داده مي شود؟اگر شما نظري در مورد تجارت الكترونيك داريد چگونه  مي توانيد آنرا اجراكنيد؟

در صورتيكه سوالاتي از اين قبيل داريد اين مقاله كه در مورد چگونگي عملكرد تجارت الكترونيكي است با قرار دادن شما در فضاي كامل تجارت الكترونيكي پاسخگوي شما خواهد بود.

قبل از اينكه تجارت الكترونيك را به طور كامل مورد بحث قرار دهيم بهتر است تا تصوير درستي از تجارت ساده وسنتي داشته باشيم .در صورتيكه  فهميدن ودرك كلمه تجارت بسط وتعميم مفهوم تجارت الكترونيكي نيز به آساني صورت مي گيرد.

در فرهنگ لغت Merriam Websters Collegiate  تجارت اينگونه تعريف شده است .

1-روابط اجتماعي –تبادل افكار ،عقايد واحساسات

2-مبادله ويا خريدوفروش كالا در مقياس وسيع شامل حمل ونقل از مكاني به مكان ديگر.

ما علاقه منديم تا در خصوص دومين معني ارائه شده در تجارت بحث كنيم .

وقتي به تجارت به روشهاي متفاوت نظر بياندازيد متوجه چندين نقش مختلف در امر تجارت خواهيد شد.

خريداران :كساني هستند كه مي خواهند با پرداخت پول كالايي را خريداري ويا از سرويسي بهره مند شوند .

فروشندگان :كساني هستند كه كالاويا خدماتي را به خريداران عرضه مي كنند .معمولا فروشندگان

به دو صورت مختلف مي باشند ، خرده فروشاني كه  بطور مستقيم اجناس خود را به مصرف كننده  مي فروشند وعمده فروشان ويا توزيع كنندگان كالا كه اجناس وتوليدات خود را به خرده فروشان ويا ديگر طالبان كالا مي فروشند .

توليدكنندگان :كساني هستند كه محصولاتي را كه توسط فروشندگان ارائه مي شود را توليد مي كنند،

يك توليد كننده همواره ضرورتا يك فروشنده نيز هست زيرا توليد كننده محصولات توليد شده خود را به عمده روشان ،خرده فروشان ويا بطور مستقيم به مصرف كننده عرضه داشته وبفروش مي رسانند.

 

 

 

اصول تجارت

در ذيل فهرستي از اصول مهم يك فعاليت تجاري آمده است .اين موارد شامل عملكرد فروش يك كالا توسط يك خره فروش به مشتري است .

1-وجود داشتن چيزي براي فروش

اگر خوسته باشيد چيزي را به يك مشتري بفروشيد اصل مطلب آنست كه چيزي براي فروش داشته باشيد. اين كالا مي تواند هر چيزي باشد ، از بي ارزش ترين  كالا تا با ارزش ترين آن ، شما ميتوانيد

اين كالا را مستقيما از توليد كنندگان آن ويا از طريق توزيع كنند گان كالا خريداري نماييد ويا اينكه خود توليد كننده وعرضه كننده آن كالا باشيد.

2-مكان

شما مي بايست همچنين مكاني براي عرضه كالاهاي خود داشته باشيد .داشتن يك مكان براي ارائه كالا ضروري است .اين مكان گاهي اوقات مي تواند بسيار موقتي حتي به شكل يك شماره تلفن باشد! كه اين شماره تلفن در تجارت به عنوان مكان شما قلمداد مي شود.

 

3-جلب مشتري

براي جلب وجذب مشتري نيازمند يافتن روشهايي مي باشيد كه به اين فرآيند بازاريابي گويند.چنانچه كسي از امكانات شما اطلاعاتي نداشته باشد ،  هرگز قادر به  فروش كالاي خود نخواهيد شد. يكي از روشهاي جذب مشتري قرار دادن محل فروش در مراكز پر رفت وآمد تجاري است . تهيه  و ارسال كاتالوگ مربوط به  پذيرش سفارشات پستي نيز خود نوعي ديگر از اين موارد است . روشهاي ديگري شامل دادن آگهي ،جارزدن در خيابان ويا حتي گذاشتن فردي درلباس عروسكي در كنارخيابان تا با

دست تكان دادن براي ماشينهاي در حال عبور جلب مشتري نمود.

4-سيستم در يافت پول

سيستمي براي دريافت پول اجناس سفارش داده شده از طرف مشتري نيز بايستي وجود داشته باشد . بطور مثال در فروشگاههاي بزرگ ومعتبر پرداخت اجناس خريداري شده بصورت نقدي يا چك ويا از طريق كارتهاي اعتباري انجام مي شود.از طرفي ديگر در بعضي از شركتها نيازي نيست تا پول خريد

كالا ويا سرويس ارائه شده در زمان تحويل آنها پرداخت شود وبرخي از محصولات وخدمات پيوسته در

حال ارائه شدن هستند  (آب ،برق و....)كه هزينه آنها بافرستادن صورتحساب دريافت مي گردد.

 

 

 

5-تحويل كالا

روش وسيستمي است براي تحويل محصول ويا خدمات به مشتري لازم لست وجود داشته باشد . در فروشگاهي مانند (وال-مارت) اين عمل به صورت خودكار انجام مي شود .

مشتري كالاي مورد نظر خود رابرداشته پول آنرا پرداخت مي نمايد و از فروشگاه خارج مي گردد . در خريد و فروشهايي كه از طريق سفارشات پستي صورت مي گيرد كالاي مورد نياز مشتري بسته بندي شده واز طريق پست فرستاده مي شود.

اجناس بزرگ نيز توسط كاميون وياقطار ارسال مي گردد.

 

6-كالاي مر جوعي

گاهي اوقات مشتري كالاي خريداري شده را نمي پسندد ،بنابراين مي بايست روشي براي پذيرفتن كالاي مرجوعي خود بيابيد. بطور قطع مبلغي را براي پس فر ستادن كالا از طرف مشتري منظور                        

خواهيد كرد وهمواره مشتريان خود را نسبت به عدم باز پس گرفتن كالاي فروخته شده واينكه در

صورت پس فرستادن آن بعنوان جريمه هزينه اي كسر خواهد شد شد ، مطلع وآگاه سازيد.

 

7-معيوب شدن كالا

گاها يك كالاي فروخته شده دچار اشكال ويا خرابي مي شود در اين حالت مي بايست در صورت داشتن ضمانت نامه در مورد كالاي فروخته شده به تعهدات آن عمل كرد كه اين مسئله در مورد خرده فروشان وفروشندگان جز اين  قسمت از كار اغلب توسط توليد كنندگاني كه جنس را در اختيار آنها قرار داده اند تا بفروش رسانند انجام مي شود وتعهد اين كار بر عهده آنها مي باشد.

 

8- سرويس وخدمات پس از فروش

امروزه بسياري از محصولات آنقدر متنوع وعملكرد آنها پيچيده شده است كه نيازمند خدمات وارائه سرويس پس از فروش به مشتري مي باشند،در اين حالت نيازمند داشتن بخشي تحت همين عنوان مي باشد تا موارد مربوط به راهنمايي و كمك به مشتري جهت استفاده از آن كالا را انجام دهند.

كامپيوتر در اين زمينه مي تواند مثال بسيار خوبي باشد . كالاهايي مانند تلفن همراه  كه مدام در حال تغيير وتحول هستند ، نيازمند دگرگوني وتغيير در خدمات پس از فروش نيز مي باشند زيرا مشتر ي خواهان آنست تا اين خدمات در طول زمان تغيير نمايد .

در فروشگاههايي كه از طريق تجارت الكترونيكي صورت مي گيرد تمامي اين عناصر وجود دارد.

 

براي اداره كردن تجارت الكترونيك عوامل زير مورد نياز است   :

1-داشتن يك محصول براي عرضه كردن

2-مكاني براي فروش-در تجارت الكترونيك محصولات بر روي وب سايت عرضه مي گردند ووب سايت حكم مكان رادارد كه در آن اجناس وخدمات ارائه ميگردد .

3-روشي براي جلب مشتري به وب سايت خود

4-روشي براي دريافت سفارشات online form

5-روشي براي دريافت پول

معمولا عمل پرداخت حسابهاي شركتها وبازرگانان از طريق كارت اعتباري صورت مي گيرد ودر اين حالت بايد بر روي وب سايت از ضمانت مطمئني جهت انتقال اين اطلاعات به بانك بر خوردار باشيم ويا اينكه اصلا مايل باشيد دريافت پول را از همان روشهاي معمول ومتداول سنتي يعني پرداخت مستقيم ونقدي ويا از طريق چك وپست صورت دهيد.

6-اجراي سهل وآسان عمليات ارسال كالا به مشتري

7-روشي براي دريافت كالاي مرجوعي

8- در صورت نياز روشي براي انجام ادعاهايي كه در خصوص تضمين كالا صورت گر فته است .

9- روشي براي فراهم آوردن سرويس دهي به مشتري :اغلب از طريق پست الكترونيك وفرمهاي online انجام مي شود.

 

 

 

تبليغات اغراق آميز چرا؟

 

 

تبليغات اغراق آميز بسياري در مورد تجارت الكترونيك وجود دارد .

داشتن مشتر كات وشباهتهايي كه بين تجارت الكترونيك وتجارت از طريق دريافت سفارشات پستي وجود دارد ،ممكن است از اين همه تبليغات در اين رابطه متعجب شويد.

 

به نمونه هايي از اين قبيل توجه كنيد:

بخش پژوهش شركت Forresterاعلام داشته كه تا سال 2001 از طريق شركتهاي كوچك (خرده فروشان)17 ميليارد دلاربه مشتريان خود كالا خواهند فروخت .

انتظار مي رود با گستر ش ودسترسي تجارت جهاني به وب سودآوري به مراتب بالاتر از فروش مستقيم در خود آمريكا را داشته باشد.

طبق گزارش rellyO وAssociatesفروش از طريق تجارت الكترونيكي از3/1ميليارد دلار در سال 1961 به 8 ميليارد دلار در سال 2001 خواهد رسيد !

بيشتر خريدها از منزل صورت مي گيرد تا حضور افراد در محلهاي فروش كالا وآماري در حدود 70%  خريد از اين طريق اعلام شده است  كه تا 60%  از آن منتج به خريد  قطعي از طرف كاربران گرديده  

است و اين نوع از خريد درحال توسعه وگسترش مي باشد چرا كه از اتلاف وقت كاسته واز حضور فيزيكي اجتناب ورزيده است .

گزارشات كه دربالا آورده شد ونتيجه تحقيقات e-market بوده است ،اعلام مي دارد اكثرا اين روش از خريد شامل كالاهاي زير بوده است :كالاهايي مانند:

كامپيوتر(سخت افزار-نرم افزلرو...)

كتاب

نوارهاي موسيقي

خدمات مالي

سرگرمي ها

لوازم خانگي

پوشاك

كادو و گل

خدمات مسافرتي

اسباب بازي تهیه بلیط

 واطلاعات                                                                                                                               

 

 

  

شركت Dell

درگزارشات قبلي هيچ اشاره اي در مورد شركتهايي كه با تعجيل كوركورانه اي سعي به دستيابي اينترنت وبرپاكردن  شركتهاي خود بر روي وب را دارند ، اشاره نشده است .اين چه علاقه وانگيزه اي است كه حتي كوچكترين شركتها درامردادوستد علاقه مند به دست يافتن به امكانات وتسهيلات تجارت الكترونيكي مي باشند كه در اين راه هزينه هاي آنچناني را پرداخت مي كنند.

براي آنكه بهتر پي به اين موضوع ببريم نگاهي به وضعيت يكي از موفق ترين شركتها در امر تجارت الكترونيك يعني شركت Dellمي اندازيم .

Dell يكي از شركتهاي موفق است به مانند Gateway2000-Micronوديگر شركتهايي از اين قبيل كامپيوترهاي  custom-conf  خود را  به مشتريان  و مصرف كنند گان وديگر شركتها وادارات ارائه وبفروش مي رساند.

Dell كار خود را بعنوان يك شركت پذ يرش سفارشات پستي آغاز نمود وبا دادن گهي در پشت جلد مجلات وفروش كامپيوتر هاي خود از طريق تلفن اقدام نمود.

تجارت الكترونيكي شركت Dell  بر روي اينترنت بواقع به طرز گسترده اي عموميت يافته وامروزه

 بخوبي جا افتاده است ودليل آنهم اينست كه شركت Dell بيشترين فروش كالا را بر روي اينترنت داشته باشد.

بر اساس نظر سنجي وتحقيق IDG شركت Dell در حال حاضر روزانه مبلغي بالغ بر 14  ميليون دلار فروش قطعات وتجهيزات كامپيوتري دارد.

25% از فروش شركت Dell از طريق اينترنت مي باشد!آيا اين مسئله براي شركت واقعا باارزش است ؟ شركت Dell بيش از يك دهه مي باشد كه محصولات خود را از طريق پست وتلفن بفروش رسانده است .در حدود يك قرن مي  باشد كه سفارشات پستي يكي از روشهاي متداول ومر سوم در دادو ستد ها بوده است .بنابراين اگر25% از فروش محصولات شركت Dell از طريق اينترنت به جاي استفاده از تلفن صورت پذيرفته است آيا اين خود معامله بزرگي نيست ؟

 

پاسخ اين سوال به سه دليل زير مثبت است !

1- اگر شركت Dell قرار بود 25% فروش خود رااز طريق تلفن را ازدست مي دا د تا به همان ميزان 25% فروش از طريق اينترنت دست مي يافت درآن صورت هنوزهيچ مزيتي از تجارت الكترونيك در اين رابطه مشخص نمي باشد . شركت Dell  قادر به فروش كامپييوتر هاي بيشتري نمي گرديده چنانچه از طرفي فروش محصولات خود از طريق وب باعث افت وجه شركت بپندارند.(گفته شود كه اين شركت ديگر توانايي پرداخت پرسنل خود درامر پاسخگويي سفارشات تلفني نيست) و اگر چنانچه از طرفي افرادي از طريق اينترنت ووب خريد مي كنند تمايل بيشتري به خريد از لوازم وتجهيزات نشان دهند وهمچنين هزينه هاي دادوستدي ومعاملاتي ارزانتر وارائه محصولات بر روي وب جذاب وگيرا بوده كه در نتيجه تمام اينها افزايش معاملات را در پي داشته باشد.بنابراين رفتن برروي وب واينترانت براي اين شركتها به مراتب پر نفع تر خواهد بود.

2- حال چنانچه در اين دگرگوني (تمايل خريداران به تجارت اينترنتي )مشتريهاي تلفني خودرا ويا به عبارتي كلي تر فروش تلفني خود را از دست دهد چه بايد كرد؟ واين چيزي است كه امكان اتفاق افتادن آن وجود دارد كه در صدي از خريداران تمايل به اين امر پيدا كنند تا اجناس وكالاهاي خود را از طريق اينترنت خريداري نمايند،بدليل آنكه اينترنت با در بر داشتن سايتهاي مختلفي كه در اين رابطه وجود دارد اين امكان را براي خريداران و كاربران بوجود مي آورد كه با وقتي بيشتر به فكر كردن وتصميم گرفتن بپردازند و به سهولت قيمت اجناس مشابه را با ساير فروشندگان ديگر مقايسه كنند وقيمت نهايي را بدست آورند.بنابراين شركت Dell در ساخت وب سايت خود براي جذب وجلب چنين خريداراني از اين نكات بر خلاف ساير سايتهاي ديگر بهره جسته واين مزيتي براي اين شركت شده تا وي را از ساير رقبا متمايز ساخته وبازار را در اين رابطه در اختيار گيرد.

3- اين يك باور كلي است اگر براي بار اول يك مشتري از يك مكاني خريد كند آن فروشنده سعي در نگه داشتن  آن مشتري مي كند وبا جلب رضايت وي سعي مي كند تا علاوه بر نگه داشتن  آن مشتري براي خود از طريق اوبتواند مشتريهاي ديگري را براي خود جمع كند .بنابراين اگر شما نيز توانسته باشيد يك وجه موفقي در بدو راه اندازي وب سايت خود برا ي مشتريان ومتقاضيان خدماتتان بوجود آوريد اين مزيتي براي شما مي شود تا نسبت به ساير رقبايتان كه بعد از شما خواهان وارد شدن در اين عرصه از بازار هستند زبانزد باشيد . شركت Dellنيز وب سايت خود را بسيار جلوتر از ديگران در اين زمينه راه اندازي نمود واين نيز يكي ديگر از برتريهاي اين شركت نسبت به ساير رقبايش شد.

اين سه مطلب مهمترين فاكتورهايي مي باشند كه در پس جاروجنجالهاي تجارت الكترونيك وجودداشته كه البته فاكتورهاي ديگري نيز در اين رابطه وجوددارند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 12:48  توسط یه بنده خدا  | 



[05 Aug 2006]   [ فرنود حسني]

www.farnood.com
mail@farnood.com


امروزه فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان يكي از بستر‌هاي نوين به سرعت در حال تأثير گذاري بر زندگي بشر است. اين تأثير در كليه وجوه اجتماعي ديده مي‌شود. از آن جمله تأثير شديد فناوري اطلاعات بر اقتصاد است. در اقتصاد جديد كه مبتني بر شبكه‌هاي كامپيوتري است محيط كسب و كار در حال تبديل به محيطي ديجيتالي (رقمي) است. چنين اقتصادي را با عناويني همچون اقتصاد شبكه‌اي يا اقتصاد ديجيتال نيز ناميده‌اند. اقتصاد ديجيتال كه تحت عنوان اقتصاد اينترنتي، اقتصاد نوين يا اقتصاد مبتني بر شبكه نيز ناميده مي‌شود به اقتصادي اطلاق مي‌گردد كه قسمت اعظم آن بر پايه فناوريهاي ديجيتال شامل شبكه‌هاي ارتباطي، رايانه‌ها، نرم‌افزارها و ساير فناوريهاي اطلاعاتي است.
واژه اقتصاد ديجيتال گوياي يك تحول اقتصادي است، تحولي كه در كليه مؤلفه‌هاي اقتصاد همچ