با نظری دقیق بر نظریات و فرایند توسعه ایران در زمان پهلوی ، الگوی روشنی از توسعه اقتصادی وابسته را میتوان مشاهده کرد که اساس آن صدور نفت خام و مواد خام و اتکا به سرمایه گذاری خارجی است. این وابستگی اقتصادی، مبنای وابستگی سیاسی و نظامی را، در زمینه نیروی متخصص و غیرمتخصص، فراهم ساخت. در سالهای دهه 1970 ، بازرگانان از سراسر جهان برای بستن قراردادهای چند میلیون دلاری در همه زمینهها ، در هتلهای تهران انتظار می کشیدند. رسانههای ایران نیز به تدریج سعی داشتند مردم را نسبت به منافع نوگرایی متقاعد کرده و نیازهای جدیدی را به وجود آورند که کالاهای مصرفی می توانست آنها را برآورده سازد.پیش از جنگ دوم جهانی، ایران فاقد سازمان رادیو و تلویزیون ملی بود و اولین دستگاه فرستنده رادیویی در سال 1940(1319) در تهران نصب و راه اندازی شد. برنامه های رادیویی محدود به برنامه های شبانه بود که از سرودهای ملی، پیامهای مهم دولت، اخبار و موسیقی ایرانی و غربی تشکیل می شد. در اوایل پخش برنامه های رادیویی، در بخشهای مختلف تهران بلندگوها و گیرندههای میدانی رادیو قرار داده شده بود و مردم از این وسیله ارتباطی بی سابقه، بسیار هیجان زده شدند. هنگامی که سرودهای ملی پخش می شد، مردم برخاسته و بی حرکت می ایستادند. این حرکت ، یکی از اولین نمادهای نوگرایی ملیت ایرانی بود که از طریق رسانههای ارتباطی ساخت دنیای پیشرفته پخش میشد. به تدریج، از رادیو برای حفظ نظارت سیاسی، گسترش روند و هماهنگی ایدئولوژیک نوسازی و ایجاد آمادگی در ایرانیان برای روابط جدید استعماری استفاده می شد. در سال 1959 (1338)، شاه به تشویق فرزند یکی از بازرگانان ثروتمند ( که ثروتش را از راه واردکردن پپسی کولا از ایالات متحده بدست آورده بود) به فکر تشکیل یک تلویزیون تجاری در ایران افتاد . این اولین ایستگاه تلویزیونی ، مجاز بود تا 5 سال بدون پرداخت مالیات فعالیت کند و در این مدت، به گسترش یک بازار مصرفی ـ مانند ایالات متحده ـ کمک می کرد. خانواده ای که انحصار تلویزیون را در اختیار داشتند، همچنین واردات بیشتر گیرنده های تلویزیونی و نیز امتیاز تولیدات PCA در ایران را در اختیار داشتند.در این دوره، تلویزیون رسانهای بود که به تکثیر ارزشهای غربی و مصرفی می پرداخت. این ارزشها، در آگهیهای تبلیغاتی برای کالاهای مصرفی جدید، به طور مداوم در معرض دید مصرف کنندگان جدید قرار می گرفتند.همچنین این ارزشها در تصویری که فیلمهای آمریکایی و سریالهای تلویزیونی از یک زندگی به شیوه غربی ارائه می کردند، به خوانندگان تلقین می شد. تلویزیون خصوصی از راهبرد توسعه سرمایه داری سلطنتی حمایت می کرد. شاه پس از مطالعات چندی که صورت گرفت و با نگرانی از انحصار تلویزیون توسط فرقه مذهبی بهاییان، تصمیم گرفت تا تلویزیون خصوصی را برانداخته و آن را تبدیل به تلویزیون دولتی کند که با بودجه و مدیریت دولت اداره شود.سرانجام در سال 1966، تلویزیون ملی ایران پخش برنامه های خود را آغاز کرد. (شایان ذکر است نخستین پیام آن، پیام شاه بود) و از جمله نخستین برنامههای آن در برنامهریزی هفتگی آزمایشی، پخش مراسم جشن روز تولد شاه بود. کمی بعد رادیو در تلویزیون ادغام شد، و سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران (NIRT) ایجاد شد.
با تشکیل رادیو و تلویزیون ملی، مصرف گرایی باز هم از طریق تبلیغات تشویق میشد، اما نکتۀ مهمتر در این بود که سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران سعی داشت با شکوهمند جلوه دادن حکومت سلطنتی و حمایت از نوسازی که حافظ ایدئولوژی حکومت بود، پشتیبانی از رژیم پهلوی را شدت بخشد. در این دوره، تمام رویدادهای خانوادۀ سلطنتی، از جمله جشنهای 2500 ساله، از تلویزیون پخش میشد. رسانهها همچنین این اعتقاد را تبلیغ میکردند که علاقۀ اصلی شاه، نوسازی ایران بر پایۀ روشهای کشورهای غربی است. اخبار شبانۀ تلویزیون با تصاویری از سدها و ساختمانهای جدید و نمادهای فیزیکی توسعه آغاز میشد.
در این دوره، بودجههای دولتی هنگفتی در اختیار رادیو و تلویزیون قرار میگرفت و بدین ترتیب، این پوشش خبری به سرعت گسترش مییافت. تعداد فرستندههای تلویزیونی که در سال 1966، 2 دستگاه بود، در سال 1947 تا 88 دستگاه افزایش یافت و پوشش آن از 1/2 میلیون نفرع به 15 میلیون نفر- بیش از نیمی از کشور- در شهر و روستا رسید. پوشش رادیو، تقریباً سراسری بود. تا اواسط دهۀ 1970، سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران از نظر وسعت پوشش، دومین شبکۀ خبرپراکنی در آسیا پس از (NHK) ژاپن شده بود. بنابراین، بیشتر مردم کشور از طریق رادیو و تلویزیون با یکدیگر ارتباط داشتند و روستاهای کوچک با مراکز بزرگ شهری پیوند یافتند.علی رغم گسترش پوش رادیو و تلویزیون، سطح سواد ـ به خصوص برای زنان ـ پایین باقی مانده بود و مدارس ابتدایی کافی برای همسان کردن همه کودکان مدرسه رو وجود نداشت. انتشارات و مطبوعات شدیدا در سانسور قرار داشتند و از این رو، در بین نشریات روزانه و کسل کننده، قدرت انتخاب چندانی برای خوانندگان وجود نداشت و در نتیجه، تیراژ این نشریات پایین بود. در این خصوص، یکی از مفسران با تسمخر اشاره کرده بود که «اگر ایران همچنان مسیر فعلی خود را دنبال کند، نخستین کشور جهان خواهد بود که پیش از اشاعه ملی مطبوعات، تلویزیون را اشاعه داده است»!. بدین ترتیب، بنظر می رسید که ایران از مرحله توسعه سواد و چاپ جهش کرده و مستقیما از یک فرهنگ تقریبا شفاهی سنتی، به سوی یک فرهنگ الکترونیکی در حالت حرکت است.
حتی نظری اجمالی به رسانه های جمعی ایران در اواسط دهه 1970 ، نشانگر این است که مطالب پخش شده در رادیو و تلویزیون یا مطالب چاپ شده در نشریات ، در پی حفظ فرهنگ ملی یا افزایش سطح آموزش عمومی نبودند، بلکه این رسانهها جلوههای فریبنده فرهنگ غربی را اشاعه می دادند و به نیازها و تقاضاهای اساسی جامعه ایران کمتر توجه نشان می دادند. نقش این رسانهها غالبا سرگرم کردن مخاطبان خود بود. در مطالعه بین المللی که در سال 1975 صورت گرفت، این نتیجه به دست آمد که از مجموع 11 کشور مطالعه شده، یکی از بالاترین سطوح، از آن واردات برنامه سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران است.!
این برنامه ها ـ که فیلمهای غربی را نیز در برداشت ـ 78 درصد محتوای برنامه های تلویزیونی را دربرگرفته و کمترین درصد پخش برنامه های جدی، مربوط به ایران بود: یعنی 22 درصد از کل زمان پخش. از نمونه برنامه های وارد شده میتوان به بارتا، استارترک، مارکوس ولبی، تارزان، اپرای خیابانی و روزهای زندگی اشاره کرد و گاهی که برنامه های تولید داخلی پخش میشد، بسیار مورد توجه قرار می گرفت. اما بیشتر برنامههای داخلی، به خاطر وجود شرایط واقعی سانسور و خود سانسوری نسبتا ضعیف بودند. در این دوره، بنظر می رسید که سیاست جاری حکومت، توجهی به تبعات فرهنگی وارد کردن برنامه های غربی که شیوه های زندگی غربی، نقشهای جنسی، ارزشهای مصرفی و مواردی دیگر را اشاعه می داد، ندارد. اگرچه برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه، صرفه اقتصادی خرید برنامه های خارجی در مقایسه با برنامههای تولیدی ملی، و داخلی موجه می توانست باشد، اما با توجه به امکانات هنگفت مالی سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران، چنین توجیهی در ایران چندان موجه نمی نمود. بنظر می رسیدکه برای رژیم وقت، اجازه دادن به واردات فراوان برنامه های سرگرم کننده غربی، در قیاس با برنامه های احتمالا انتقادی داخلی، بسیار مطمئنتر باشد.توسعه سریع رادیو و تلویزیون، از عناصر اصلی طرح توسعه جاه طلبانه شاه بود، زیرا او تلاش داشت از رسانه های ارتباطی برای تغییر جامعه سنتی ایران به جامعهای مدرن استفاده کند. البته شاه در این راه توفیقی نداشت، زیرا فرایند نوسازی به اندازه کافی پیش نرفته بود. در حقیقت، راهبرد شاه را میتوان «نوسازی عاریتی» دانست که همان تمایل برای شیوه ظاهری نوگرایی بدون ایجاد تفکرات عمیق ساختاری لازم برای توسعه است. بعنوان مثال دولت از طریق رسانه های جمعی در مورد نوسازی صحبت می کرد، اما نتوانست مراقبتهای بهداشتی یا آموزش همگانی را در سطح ملی تامین کند.رژیم پهلوی میلیونها تومان صرف توسعه سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران کرد، اما از برق رسانی به بخشهای وسیعی از کشور عاجز بود و در واقع، بسیاری از روستاییان برای استفاده از تلویزیون و روشنایی، از ژنراتورهای کوچک قابل حمل استفاده میکردند. شاه از بهبود شرایط کار صحبت می کرد، اما به اتحادیههای کارگری اجازه فعالیت نمیداد. در این هنگام، باشگاههای بسیاری تأسیس شد، اما در آنها امکان مبادله افکار و یا دسترسی آزاد به مطالب و کتابها وجود نداشت. نویسندگان، هنرمندان و کارکنان رادیو و تلویزیون همگی مجبور بودند خود را با آهنگ موجود نوسازی تطبیق دهند و کسی اجازه انتقاد نداشت. دستگاه امنیتی ساواک آمادگی مقابله با هر گونه صدای مخالف را داشت. بدین ترتیب، سرکوب شدید سیاسی مانع مشارکت مردم و بحث در مورد نیازهای اجتماعی ـ که ارکان توسعه سیاسی را در جوامع تشکیل میدهند ـ می شد.فقدان مشارکت سیاسی و فقدان آزادی فرهنگی، به ایجاد حس ناکامی در طبقات متوسط تحصیل کرده انجامیده بود. چنین فضایی، ورود تلویزیون آمریکایی را مجاز می دانست، اما مخالف تولید برنامه های انتقادی و خوب داخلی بود. دخالت دولت در سیستم حقوقی، نظام آموزشی و دستگاه رادیو و تلویزیون که به تضعیف فعالیتهای حرفه ای و استقلال کشور می انجامید، احساس ناکامی را در نزد این گروه به وجود آورده بود. طبقات متوسط در دهه 70، خود را در فشار تورمی افسار گسیخته ای می دیدند. در این زمان، قیمت خانه و اتومبیل سیر صعودی شدید پیدا کرد و این طبقات، شاهد لطف و توجه به کارشناسان خارجی بودند که مهارتی برابر با آنها داشتند.طبقات متوسط سنتی، به خصوص تاجران بازار و روحانیون، در مقابل این شیوه غربی توسعه، احساس خطر می کردند. شرکتهای بزرگ چند ملیتی و کشت و صنعتها، موقعیت اقتصادی بازار را تعضیف کرده بودند، و آموزشهای غیردینی و رسانه ها نیز، اعتقادات مردم را هدف گرفته بودند. امام خمینی (ره) از سالهای ابتدایی دهه 1960 ، در مورد تاثیر منفی ارزشهای غربی صحبت کرده و هشدار داد که رسانهها ابزارهای تبلیغ برای امپریالیستهای غربی هستند و سعی در تضعیف ایران دارند. برخی از مقامات مذهبی، تماشای تلویزیون را علنا محکوم کرده بودند و دسته دیگر، داشتن تلویزیون را عملی گناه آلود می دانستند. در این زمان ، درشهر قم که احساسات مذهبی بیشتر حکمفرما بود ، در واقع تلویزیون تحریم شده بود.از سالهای 1976، با استعانت از سیاست حقوق بشر کارتر، جناحهای مخالف مذهبی و غیرمذهبی از مجموعهای از رسانههای کوچک برای رساندن اعتراض خود نسبت به رژیم پهلوی استفاده کردند. گروههای حرفهای همچون وکلا و نویسندگان، «نامه های سرگشاده»ای به شاه فرستادند و خواستار پایان مداخله دولت در جریان اجرای قانون و آزادی بیان بیشتر شدند. جناح مذهبی مخالف دولت، همچنین برای سیاسی کردن مردم، به تجهیز و توسعه سیستم ارتباطی کاملا متفاوت با رسانه های بزرگ دولت پرداخت. رهبران مذهبی برای تبلیغ و ارشاد مردم برای گرایش به هویت اسلامی در مقابل سیاست غربی ساختن وابسته شاه، از شبکه ملی مساجد و بازارها استفاده کردند. هنگامی که امام خمینی (ره) از تبعیدگاه خود، در یک روستای کوچک عراق خارج شد، و به حومههای پاریس در سال 1978 حرکت کرد، کانون توجه بیشتر رسانههای غربی قرار گرفت. شبکه مذهبی از طریق خطوط تلفن بین المللی پیامهای خود را به تهران منتقل می کرد و در مدت چند ساعت، هزاران کاست رادیویی ـ ( یک منبر الکترونیکی بین المللی ) ـ از پیامها و سخنان امام ، در خیابانهای پایتخت موجود بود و برای استفاده بقیه مردم به دیگر شهرها و روستاها برده می شد. در یک فرهنگ ایستای کاملا شفاهی، ( که روحانیون اقتدار اجتماعی قابل ملاحظه ای دارند و برای ایراد خطا به مردم عادی بصورت منظم در مساجد انجام وظیفه میکنند) ، این شیوه، یک شیوه ارتباطی قدرتمند بشمار می رفت.
بدین ترتیب، جنبش مردمی علیه شاه به تدریج رشد یافت و هنگامی که خشونت رژیم به کشته شدن تظاهر کنندگان می انجامید، الگوی عزاداری اسلامی «هفتم»ها و «چهلم»ها، نوعی آهنگ مذهبی به تظاهرات می بخشید. به تدریج گروههای غیر مذهبی ـ اعم از کمونیستها، سوسیالیستها، دموکراتها ـ که رژیم فعالیت آنها را ممنوع کرده بود، سربرآورده و اعلامیههای فتوکپی شده بی شماری انتشار یافت و در آنها به تحلیل وضع موجود، درخواستهای سیاسی و سازماندهی تظاهرات پرداخته شد. بنابراین برخی رسانه های کوچک به خصوص نوارهای رادیویی و اعلامیهها، بصورت موثری در تجهیز مردم ایران به کار گرفته شدند که خود نمونه دیگری را از موارد استفاده زا رسانه های جایگزین نشان میدهد. این رسانه های کوچک در نوع خود جالب هستند، زیرا امکان تکثیر آنها به سهولت فراهم است و جلوگیری از انتشار آنها، برای هر رژیم، بسیار مشکل میباشد. هنگامی که در نوامبر 1978 ارتش سعی در برقراری نظم و تسلط بر سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران را داشت، کارکنان این سازمان دست به اعتصاب زدند. ارتش رادیو و تلویزیون را به مدت 3 ماه اداره کرد، در همان حال افراد تحصیل کرده و حرفهای به تهیه روزنامههای زیرزمینی که اخبار رژیم را نادرست می خواند، ادامه می دادند.بدین ترتیب، ترکیبی از اقتدار مذهبی و رسانه های کوچک، برخی از بزرگترین تظاهرات تاریخ اخیر را به وجود آورد و گروههای آزادیخواه و سنتی را در دشمنی با الگوی توسعه غربی شاه متحد کرد. این تظاهرات، آمیزه ای از نارضایتی اقتصادی، ناکامی سیاسی و نگرانیهای فرهنگی را به شعار واحد «مرگ بر شاه» بدل کرد. پس از آنکه شاه در ژانویه 1979 ، بظاهر برای گذراندن تعطیلات کشور را ترک کرد ، رسانه او مطبوعات تا پیروزی کامل انقلاب در فوریه 1979، نقش بسزایی را ایفا کردند که به فصل مدونی درتاریخ ایران و انقلاب اسلامی بدل شد .بطور کلی از آنچه تبیین شد می توان نتیجه گرفت ، اشتباه فاحش شاه پیرامون رسانه ها ، یعنی آوردن غرب به اطلاق نشیمن ایرانیان و مقایسه روندهای توسعه در ایران با غرب ، به تشدید ناکامیهای اقتصادی ، سیاسی و فرهتگی دامن زد و سرانجام همین عامل با عث اتحاد و تجمیع افکار عمومی و تسهیل سیر سقوط رژیم پهلوی شد
رژیم پهلوی دربطن رسانه ها ، توجهی به توسعه سیاسی و یا خواسته های کمتر مادی مانند: برابری ، عدالت ، آزادی ، هویت و حتی احساس رضایت عمومی نشد و بنظر می رسید که فرایند ارتباطات و توسعه در چارچوب جامعه ایران ، بر این اشاره دارد که الگوها و گرایشهای زندگی غربی تنها الگوهای زندگی و گرایشهای ارزشمند جدید است که ایرانیان باید از آن پیروی کنند .این فرآیند نه تنها شکافهای مالی عظیمی را بین نخبگان شهری و فقرای روستایی پدید آورد ، بلکه احساس عمیقی از خودکم بینی فرهنگی را برانگیخت ، عاملی که به نحو مؤثری به تجهیز مردم در مقابل رژیم پهلوی منجر شد .بی تردید ، شاه و دستگاه امنیتیش ، قدرت کنترل رسانه ها را داشتند ، اما نمی توانستند مشروعیت سیاسی بدست آورند ، چراکه ایرانیان نیز بسیاری از برنانه های تولید غرب و امریکا را تماشا می کردند و با این حال ارزشهای خود را بر آن ترجیح می دادند .ایران نمونه استثنایی برای تسریع فرآیند نوسازی است که مدل ارتباطات و توسعه را ( در رژیم پهلوی ) تجربه کرد و شاهد شکست بزرگ آن بود .بدین صورت اگرچه ارتباطات می تواند به مردم برای یافتن هنجارهای جدید و هماهنگی در یک دوره گذار ، یاری رساند ، اما در بلند مدت و در مورد ایران ، تأثیر آن کاملاً برعکس بود .
ارتباطات و توسعه يكي از چالش برانگيزترين مباحث درعرصه علوم اجتماعي، اقتصاد ، سياست و فرهنگ طي پنج دهه اخير در سطح جهان بوده است. مطالعات در اين زمينه بخصوص پس از جنگ جهاني دوم مورد توجه صاحب نظران و انديشمندان و نيز كشورهاي تازه استقلال يافته يا در حال توسعه قرار گرفت. اين موضوع از آن روي اهميت و گسترش يافت كه تكنولوژيهاي جديدارتباطي اهميت فوق العاده اي بخصوص در توسعه اقتصادي پيدا كرد . در دهه هاي 50 و 60 نوعي خوش بيني نسبت به تاثير رسانه ها در توسعه بوجود آمده بود كه عمدتاً براساس الگوهاي غربي نوسازي ايجاد شد اما پس از آن (از دهه 80 به بعد) به كمك تحقيقاتي كه در محتواي رسانه ها و حوزه ارتباطات بين الملل انجام شد اين خوش بيني كمرنگ شد . با همه اين ، خوش بيني يا بد بيني نسبت به تاثيرات ارتباطات و بالطبع آن وسايل ارتباط جمعي توجه و تاكيد بر اين موضوع را كاهش نداد و امروز بيشتر از گذشته اين مسئله مورد بررسي و تحقيق قرار مي گيرد. در همين راستا آخرين تكنولوژي تاثيرگذار ارتباطات در سطح جهاني يعني اينترنت مورد توجه جدي است و موضوع اصلي اين تحقيق قرار گرفته است . 2- ارتباطات سلطه بخش يا ارتباطات توسعه بخش بحث اساسي اين است كه آيا ارتباطات و رسانه ها تسهيل كننده ، توسعه هستند يا تنها منجر به اين مهم مي شوند كه به عنوان يكي از اساسي ترين ابزارهاي كشورهاي توسعه يافته در مصرفي شدن كشورهاي كمتر توسعه يافته عمل كنند. واقعيت اين است كه رسانه ها عامل اصلي و اساسي توسعه سياسي هستند اما ابزار اساسي و بنياني بوده اند كه كشورهاي كمتر توسعه يافته را از نظر اقتصادي وابسته و مصرف زده كرده اند. در بعد توسعه اجتماعي نيز در كشورهاي كمتر توسعه يافته ، از خود بيگانگي و از خود باختگي را درپي داشته اند و در ابعاد فرهنگي به اشاعه و سلطه فرهنگ كشورهاي توسعه يافته (غربي) در كشورهاي ذكر شده پرداخته اند. حال سئوال اساسي اين است كه ارتباطات توسعه بخش است يا سلطه بخش؟ الف) ارتباطات توسعه بخش (خوش بينانه) اكثر صاحب نظران و انديشمندان در دهه هاي 50 و 60 ديدگاهي خوشبينانه به تاثيرات رسانه ها داشتند و حتي بر اين باور بودند كه با توسعه رسانه ها و بهره وري از آن ، توسعه و بخصوص توسعه اقتصادي رونق و سرعت خواهد گرفت. با اين تصور كلي كه گسترش وسايل ارتباط جمعي به توسعه اجتماعي و توسعه اجتماعي به توسعه اقتصادي منجر مي شود. دانيل لرنر ، ويلبر شرام و اورت راجرز از جمله سردمداران نظريات خوش بينانه هستند كه وسايل ارتباط جمعي را بعنوان محرك اصلي توسعه اجتماعي ( آگاهي ) و بالطبع آن توسعه اقتصادي مي دانند. از الگوي آنان بعنوان الگوي علت – معلولي ، خطي و يا الگوي حاكم ياد مي شود. ب) ارتباطات سلطه بخش (بدبينانه) به نظر مخالفان نظريات خوش بينانه ، جريان يكسويه و عمودي پيام از سوي وسايل ارتباط جمعي با انعكاس گسترده اخبار يكسويه به سلطه امپرياليسم خبري انجاميده است اين امپرياليسم با گسترش ابعاد ديگر پيام به سلطه ارتباطي يا سلطه ارتباطات در جهان انجاميده است و سلطه ارتباطات به همراه توليد و توزيع انبوه كالاها و مصنوعات فرهنگي ديگر , سلطه فرهنگي را در پي داشته است. از اصحاب مكتب فرانكفورت ، هربرت شيلر و هاملينگ مي توان بعنوان كساني نام برد كه با اين جريان همسوي هستند. 3- اينترنت سابقه راه اندازی اينترنت به شبکه ديگری به نام آرپانت برمی گردد که در سال 1969 م توسط آژانس پژوره های تحقيقاتی پيشرفته در وزارت دفاع آمريکا راه اندازی شد. در ايران اولين سازمانی که به همگانی کردن اينترنت پرداخت مرکز تحقيقات فيزيک نظری و رياضيات بود. کار اين مرکز در سال 1372 آغاز شد و تعدادی از مراکز دانشگاهی را با شبکه آموزشی و پژوهشی اروپا از طريق دانشگاه وين اتريش فراهم ساخت. بطور كلي كاركردها و خدمات زير بخشي از امكانات اينترنت است كه مورد بهره برداري عمومي واقع مي شود: کارکردهای اينترنت 1- پست الکترونيک(ارسال و دريافت پيامها و نامه ها) 2- سرويس دسترسی به اطلاعات(بانکهای اطلاعاتی ) 3- سرویس گروههای تخصصی (عضويت در گروههای خاص) 4- دسترسی به کامپيوتر از راه دور 5- سرویس خبری(مجلات و روزنامه ها) 6- تماس با استادان و مشاوران 7- ثبت نام از راه دور 8- آموزش از راه دور 9- انتقال پرونده ها 10- تله کنفرانس 11- بانکداری الکترونيکی 12- مشاهده فيلم و عکس خدمات اينترنت • الف : علمی(آموزش و پزوهش) • ب : اشتغال • ج : تفريح • د: تبليغ • ه : کار در خانه • و : اطلاع رسانی 4- اينترنت و توسعه بزرگراههاي اطلاعاتي حامل بهترين و بدترين محتويات هستند و سئوالات زير خوش بيني يا بد بيني درباره اينترنت را به تصوير مي كشد: • اينترنت در خدمت تساوي جهاني يا تشديد كننده نابرابري ها ؟ • آيا امپرياليسم خبري ، ارتباطي و فرهنگي حاكم شده است ؟ • حاشيه نشينان دهكده جهاني چه نقشي دارند؟ ( يك / سوم مردم جهان برق ندارند و يك / سوم مردم جهان سواد ندارند). • پايان استبداد يا انقلاب كنترل؟ • حق حاكميت چه مي شود؟ آيا حاكميت ملي تهديد مي شود؟ • فاصله طبقاتي افزايش مي يابد يا افزايش؟ • شكاف اقتصادي و فرهنگي بين كشورها كاهش مي انجامد يا افزايش ؟ • آيا اينترنت شكاف بين كشورها را پر مي كند؟ الف : توسعه فرهنگي و اينترنت به نظر مي رسد اينترنت بيشترين تاثير منفي را در بعد فرهنگي بر جوامع مي گذارد . ابعاد و آثار مثبت و منفي زير از نظر فرهنگي مطرح است : اطلاع رساني الكترونيك آموزش الكترونيك ( دانشگاهها , مدارس و ...) • ارتباط موسسات آموزشي با يكديگر منابع علمي ( كتاب ,مقاله , مجلات و ...) پژوهش از طريق اينترنت • كنفرانس از راه دور (تله كنفرانس) • جراحي از راه دور • اتصال به كتابخانه ها • پژوهش از طريق مجلات • سلطه زبان انگليسي در اينترنت واقعيتي غير قابل ترديد است • توسعه تصاوير خلاف اخلاق • توسعه پورنوگراف كودكان • عدم رعايت حقوق مولفان و خلاقان فرهنگي • مصرف گرايي غربي • تضعيف ارزشهاي بومي • تشديد بي هويتي • از خود بيگانگي • بطور متوسط كودكان آمريكايي 3-1 ساعت درروز از كامپيوتر براي انجام تكاليف مدرسه، صحبت با دوستان بطور آن لاين و بازي كردن استفاده مي كنند.90% كودكان سن مدرسه در اين كشور به كامپيوتر دسترسي دارند. - يونسكو در سال 1999 در پاريس گردهمايي جهاني كارشناسان درباره سوء استفاده جنسي از كودكان ، پورنوگرافي مربوط به كودكان و فحشاي كودكان از طريق اينترنت به عنوان يك چالش بين المللي را برگزار كرد ب : توسعه اجتماعي و اينترنت اينترنت بر ارتباطات، آموزش، تفريح، رفاه و ... انسان مؤثراست و در حوزه هاي بسياري آگاهي ها، نگرش ها و رفتارهاي بشري را تحت تاثير قرار خواهد داد.در بحث اجتماعي آثار مثبت و منفي زير بر اينترنت مترتب است : توسعه اشتغال و كاهش بيكاري كار تمام وقت خدمات ( پست الكترونيك و...) خلق اجتماعات مجازي (اجتماعاتي كه هنوز قواعد و مقررات آن مشخص نشده است و خود گردان هستند) اينترنت افق تازه اي براي گفتگو ميان فرهنگها گشوده است دسترسي به اطلاعات اينترنت خسته كننده و پيچيده و گمراه كننده است و به اجبار بايستي مجموعه اي از اطلاعات را مرور كني - مطالعات اخيرنشان مي دهد كه استفاده از اينترنت سبب ايجاد احساس بدبختي، تنهايي و بطوركلي كاهش سلامت رواني مي شود. اشخاصي كه از اينترنت بيشتر استفاده مي كنند دوستي را كمتر حفظ كرده، زمان كمتري با خانواده صحبت مي كنند، استرس هاي بيشتري را تجربه كرده اند و احساس تنهايي و افسردگي مي كنند. - اينترنت ارتباطات تعاملي را توسعه داده است ج : توسعه سياسي و اينترنت - انتشار آزادانه اطلاعات - كسب آزادانه اطلاعات - اينترنت و افكار عمومي - اينترنت و اصلاحات - اينترنت و انتخابات - دموكراسي الكترونيكي - اينترنت و امنيت ملي - تهديد حاكميت ملي مفاهيمي جدي است كه در زمينه توسعه سياسي مطرح است. - مفهوم دولت تغيير كرده است و مفهوم جهان چند- مركزی (نظريه مركز – پيراموني) جايگزين جهان دولت – محوري شده است و مي توان گفت : بارشد اينترنت نظريه پايان جغرافيا را مي توان مطرح كرد حريم شخصی انسانها نيز كوچك شده است و بر خلاف انتظار و تصور همگان محدوده و حيطه كنترل دولت ها گسترش يافته است. د : توسعه اقتصادي و اينترنت به نظر مي رسد اينترنت بيشترين تاثير مثبت را در بعد اقتصادي بر جوامع مي گذارد: اشتغال كار از راه دور كار در خانه استخدام بانكداري الكترونيك تبليغات الكترونيك خريد و فروش الكترونيكي ( بليت , گلدگوئيست و ...) حمل و نقل ( فيش آب و ...) امور بازرگاني خدمات اداري ازجمله تاثيرات اقتصادي اينترنت است اهميت اينترنت در توسعه اقتصادي با اشاره به تاثيرات و پيامدهاياقتصادي آن به شرح زير بيشتر روشن مي شود : كشورها با دستيابي به اطلاعات مي توانند موقعيت اقتصادي خود را در صحنه بين المللي بسنجند، حفظ كنند و يا تغيير دهند. شبكه هاي اطلاعاتي شيوه گردش پول را در بازارهاي دنيا تغيير مي دهد و تاثيرات خاص خود را به جا مي گذارد. كمپانيها و افراد صاحب سرمايه از طريق شبكه هاي اطلاعاتي ازادي بي نظيري در نقل و انتقال پول و سهام و اوراق بهادار پيدا مي كنند. احتمالاً غناي اطلاعاتي و در اختيار داشتن نرم افزارهاي لازم در كشورهاي پيشرفته، به استثمار اقتصادي نامريي مي انجامد. اطلاعاتي اينترنتي زمينه فكري مناسب و تقاضاي لازم را در جهان سوم ايجاد مي كند. خدمات بانكي از راه دور تاثيرات اساسي بر تجارت در گردش مي گذارد. تكنولوژي اطلاعات در بين المللي شدن توليد و بازار اساساً تاثير مي گذارد. ارتقاي شركتهاي اقتصادي بستگي تام به تلاش اگاهانه براساس آخرين داده ها خواهد داشت. با گسترش شبكه بين المللي اطلاعات و با توجه به اطلاعات يكسويه غربي احتمالاً شيوه اي از يك زندگي مصرفي سرمايه داري تبليغ خواهد شد. شركت هاي بزرگ خواهند توانست نيروي انساني متخصص مورد نياز خود را از هزاران كيلومتر دورتر در كشورهاي در حال توسعه با دستمزد پايين تر استخدام كنند. با گسترش تكنولوژي اطلاع رساني، توليد كنندگان به بازارهاي گسترده تر و مصرف كنندگان به امكانات بيشتر دست خواهند يافت. اينترنت به امور اقتصادي و مبادله اقتصادي سرعت مي بخشد. با بهره گيري از اينترنت امكان دستيابي به بازارهاي جديد بيشتر مي شود. با توجه به اينكه در جهان امروز، اطلاعات به كالايي استراتژيك تبديل شده است اطلاعات اقتصادي از اين امر مستثني نيست. تسلط بر توليد، كنترل و مبادله اطلاعات اينترنتي امتياز بزرگي است كه هر سازمان اقتصادي به آن نياز دارد. اطلاعات اينترنتي زير بناي اقتصاد، فعاليت اقتصادي و موفقيت اقتصادي خواهد شد. اطلاعات اينترنتي براي تشخيص استراتژي و تصميمات كار و كسب مفيد و ارزنده خواهد بود. هزينه هاي تبليغاتي شركت هاي اقتصادي كاهش خواهد يافت. كاغذ بازي و هزينه هاي كاغذبازي كاهش خواهد يافت. كارآيي و سرعت كار بهبود خواهد يافت. معرفي محصولات با سرعت و سهولت انجام خواهد شد. يافتن شركاي اقتصادي آسانتر خواهد شد. آگهي الكترونيكي در ارزان ترين شكل ارايه خواهد شد. اينترنت قدرت مشتري را در برابر فروشنده بالا مي برد. انتخاب كالا براي مشتري سهل و آسان مي شود. و بالاخره توسعه اطلاعات، پايه توسعه فكر اقتصادي و زيربناي اقتصاد يكپارچه جهاني خواهد شد بطور كلي مي توان گفت : ديدگاههاي اسطوره اي درباره اينترنت در حال واقع بينانه شدن است پيامد هاي اقتصادي اينترنت اختراع، ابداع، ايجاد و اكتشاف هر موضوع جديدي مسايل متفاوتي به دنبال دارد. اطلاعات، بي امان بر سراسر جهان گسترش روزافزون خواهد يافت و امواج خبري و اطلاعاتي مرز نخواهند شناخت و در اين ميان گريزي براي انسانها و جوامع از اين امواج نيست. تاثيرات اجتماعي رسانه ها بي نهايت فريبنده و شناخت زمانه اي كه در آن مي زييم همواره كاري دشوار بوده است اما رسانه ها همانطور كه توانسته اند تاثير بگذارند مي توانند به برداشت از تغييرات در عصر جديد و چگونگي برداشت از آخرين تغييرات با عنوان «خدمات داوطلبانه» به بشر خدمت كنند و حقيقتاً ما بايد به انتخابات بيشتر و بهتر در آينده بينديشيم. ديدگاههاي متفاوت بر آن است كه بهره وري لازم اطلاعاتي زير ساخت اقتصاد پويا و فعال است و در اينده سازمانها، شركتها و مراكز بازرگاني، تجاري و اقتصادي وابستگي شديدي به آخرين اطلاعات براي تصميم گيري و برنامه ريزي خواهند داشت. اطلاعات در شبكه هاي اطلاعاتي جريان دارند پس بهره گيري از اين شبكه ها و ايجاد و تحول در اين شبكه ها تاثيرات فراوان اقتصادي بر اقتصاد بين المللي و ملي و خانواده دارد. اقتصاد بين الملل، اقتصادي يكپارچه خواهد شد، اقتصاد ملي، توان راحت تر و ارزان تر عرضه آخرين كالاها را به بازار جهاني در هر جاي ممكن خواهد داشت و اشتغال خانواده در ماهيت تغيير مي كند و موضوع مهم كار از راه دور رونق خواهد گرفت. جهان سوم نيازمند اطلاعات علمي، فني تجاري و ... است اطلاعاتي كه حقيقتاً براي اين كشورها بسيار حياتي و مهم است و در اين ميان شايد شبكه بين المللي اطلاع رساني (اينترنت) پلي باشد تا جهان سوم از طريق آن با زدن يك راه «ميان بر» به جهان اول قدم بگذارد. جهان سوم با همه نيازها، يك خطر فرهنگي را احساس مي كند. اما بايد بداينم كه اينترنت هيولايي نيست كه ما را ببلعد زيرا بشر وارث ميراث عظيمي از عقايد و باورهاست و به هر حال زندگي بشر هنوز هم يك انتخاب اجتناب ناپذير است نه اجباري غير اختياري. جهان سوم كمبود امكانات را احساس مي كند تكنولوژي دست دوم در اختيار دارد و نرم افزار كار در اختيار كشورهاي پيشرفته است. با اين حال چه بايد كرد در حالي كه چنانچه كشورهاي دنيا خواهان رقابت با ديگران در عرصه اقتصاد بين الملل باشند بايد درهاي خود را به روي اطلاعات و نظريات تازه باز نمايند. در همين راستاست كه بحث براي سانسور كردن يا سانسور نكردن شبكه (اينترنت) از يك بحث فلسفي و اجتماعي به بحثي عملي و اجرايي تبديل گشته است و كشورهاي زيادي به خصوص در جهان سوم بر سر كنترل كردن اينترنت اصرار مي ورزند با اين اتفاق ممكن است با زيانهاي اقتصادي هنگفتي مواجه شوند و در تجارت الكترونيك كه پايه قرن اينده خواهد بود عرصه رقابت را به ديگران ببازند. در ساده ترين شكل جايگاه اطلاعات در ارتباط با اقتصاد حول سه موضوع مي گردد: 1- داد و ستد اطلاعات 2- داد و ستد تجهيزات اطلاعاتي 3- داد و ستد توسط تبليغات شبكه اي اطلاعاتي (تجهيزات اطلاعاتي) اينترنت و شبكه هاي اطلاعاتي از زاويه اي ديگر در خدمات قبل از فروش، خدمات هنگام فروش و خدمات بعد از فروش نقش خواهند داشت. گستردگي جهاني، ارايه شيوه هاي جديد و كارآيي بالاي ارتباطي، فعال بودن در صحنه رقابت، دسترسي به آخرين منابع اطلاعاتي و بازاريابي و فروش نيز از مهمترين ويژگيهاي اينترنت برشمرده شده است. از جمله مزاياي اقتصادي ديگر اينترنت را: سهولت و سرعت خدمات رساني، سهولت و سرعت امكان دستيابي به مصرف كننده، امكان انتخاب مصرف كننده، كاهش هزينه هاي تبليغاتي و كسب ارزان اطلاعات رقبا بر مي شمارند و در همين جهت است كه شركتهاي تجاري به سرعت به اينترنت متصل مي شوند و درصدد ايجاد شبكه هاي ويژه اطلاعاتي سازمان خود بر مي آيند تا به عمليات فروش و بازاريابي خود سرعت و سهولت بيشتري بدهند. آموزش از راه دور (خدمات عملي)، كار از راه دور (خدمات اقتصادي)، تله كنفرانس و چند رسانه اي (خدمات پژوهشي)، پست الكترونيك (خدمات عمومي)، تبليغات (خدمات اقتصادي)، تفريح (خدمات فرهنگي) و ... همه و همه از آثار شبكهاي جهاني به نام اينترنت است. اينترنت بدون شك تاثيرات منفي و مثبتي در زمينه هاي مختلف خواهد داشت اما تاثيرات و پيامدهاي اينترنت را چنين مي توان خلاصه كرد: 1- كشورها با دستيابي به اطلاعات مي توانند موقعيت اقتصادي خود را در صحنه بين المللي بسنجند، حفظ كنند و يا تغيير دهند. 2- شبكه هاي اطلاعاتي شيوه گردش پول را در بازارهاي دنيا تغيير مي دهد و تاثيرات خاص خود را به جا مي گذارد. 3- كمپانيها و افراد صاحب سرمايه از طريق شبكه هاي اطلاعاتي ازادي بي نظيري در نقل و انتقال پول و سهام و اوراق بهادار پيدا مي كنند. 4- احتمالاً غناي اطلاعاتي و در اختيار داشتن نرم افزارهاي لازم در كشورهاي پيشرفته، به استثمار اقتصادي نامريي مي انجامد. 5- اطلاعاتي اينترنتي زمينه فكري مناسب و تقاضاي لازم را در جهان سوم ايجاد مي كند. 6- خدمات بانكي از راه دور تاثيرات اساسي بر تجارت در گردش مي گذارد. 7- تكنولوژي اطلاعات در بين المللي شدن توليد و بازار اساساً تاثير مي گذارد. 8- ارتقاي شركتهاي اقتصادي بستگي تام به تلاش اگاهانه براساس آخرين داده ها خواهد داشت. 9- با گسترش شبكه بين المللي اطلاعات و با توجه به اطلاعات يكسويه غربي احتمالاً شيوه اي از يك زندگي مصرفي سرمايه داري تبليغ خواهد شد. 10- شركت هاي بزرگ خواهند توانست نيروي انساني متخصص مورد نياز خود را از هزاران كيلومتر دورتر در كشورهاي در حال توسعه با دستمزد پايين تر استخدام كنند. 11- با گسترش تكنولوژي اطلاع رساني، توليد كنندگان به بازارهاي گسترده تر و مصرف كنندگان به امكانات بيشتر دست خواهند يافت. 12- اينترنت به امور اقتصادي و مبادله اقتصادي سرعت مي بخشد. 13- با بهره گيري از اينترنت امكان دستيابي به بازارهاي جديد بيشتر مي شود. 14- با توجه به اينكه در جهان امروز، اطلاعات به كالايي استراتژيك تبديل شده است اطلاعات اقتصادي از اين امر مستثني نيست. 15- تسلط بر توليد، كنترل و مبادله اطلاعات اينترنتي امتياز بزرگي است كه هر سازمان اقتصادي به آن نياز دارد. 16- اطلاعات اينترنتي زير بناي اقتصاد، فعاليت اقتصادي و موفقيت اقتصادي خواهد شد. 17- اطلاعات اينترنتي براي تشخيص استراتژي و تصميمات كار و كسب مفيد و ارزنده خواهد بود. 18- هزينه هاي تبليغاتي شركت هاي اقتصادي كاهش خواهد يافت. 19- كاغذ بازي و هزينه هاي كاغذبازي كاهش خواهد يافت. 20- كارآيي و سرعت كار بهبود خواهد يافت. 21- معرفي محصولات با سرعت و سهولت انجام خواهد شد. 22- يافتن شركاي اقتصادي آسانتر خواهد شد. 23- آگهي الكترونيكي در ارزان ترين شكل ارايه خواهد شد. 24- اينترنت قدرت مشتري را در برابر فروشنده بالا مي برد. 25- انتخاب كالا براي مشتري سهل و آسان مي شود. و بالاخره توسعه اطلاعات، پايه توسعه فكر اقتصادي و زيربناي اقتصاد يكپارچه جهاني خواهد شد و جهان به تجارتي كه ميزان سود و زيان آن مشخص نيست دست خواهد زد.
